تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
و دست وزارت را كه از محياء رايع او چون فلك رابع شمس‌نماست معطّل گذارد مصالح خلق مهمل مانده و نكبت در ملك و دولت ظاهر شود و اختلاف كلمه و افتراق جماعه باديد آيد و سبب اهمال صاحب بوده باشد اگر سبب عنود خاص اغز و روزبه است ما را چون از حضرت وزارت اجازت رسد بدفع آن آسان قيام نماييم صاحب باعتزال و اعتقال ايشان رضا داد و در آن تنكيل پروانه و اميرداد را وكيل كرد گفتند بايد كه صاحب از صواب‌ديد ما تجاوز نفرمايد ما ايشان را بعيادت دعوت كنيم و در خلوت مقيّد كردانيم و هرجا كه صاحب فرمايد فرستيم صاحب بر آن جمله رضا داد

ذكر احتيال پروانه و اميرداد و اغتيال خاص اغز و روزبه در سراء صاحب « * »

چون ابو بكر پروانه و نصرت اميرداد از خدمت صاحب رخصت يافتند سروران رنود آقشهر و آبگرم را كه پيوسته از بيم سرهنگان شحنگان چون مار و سوسمار در رخنهء ديوار هر باغى خزان و گريزان بودند دعوت كردند و ايشان را بسوگند مغلّظ امن كردانيدند بلك باقطاع و تشريف وعده دادند و در غلامخانهء كه پيرامن عرصهء سراى صاحب بود چنانك هيچ آفريده ندانست در شب متوارى كردانيدند و مواضعه رفت كچون امرا بامداد به خدمت صاحب آيند و خلوت ميسّر گردد نصرت لفظ قوزى بر زبان راند رنود ناپاك از مكامن بيرون جهند و امرا را هلاك كنند چون آن تلبيس و تدليس را باتمام رسانيد صاحب پيشتر به روزى چند تمارض نموده بود و بر بستر غنوده سحرگاهى نصرت به خدمت خاص اغز رفت
هامش
* الاوامر العلائيه ص 553