تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
ريختند سرها از تن جدا كرده از كوشك چوبين كه جهت آذين بر دروازهء سلطان تركيب كرده بودند درآويختند تا خاصّ و عامّ مشاهده كردند چون متعلّقان و حشم آن حال ديدند رميدند و در گوشهاء كوچها خزيدند و آن همه صولت و سهم و صلابة در كمتر از يكساعت فرونشست و حرف وجودشان از صحايف روزگار محو گشت بيت
فكانت لوعة ثمّ استقرّت * كذاك لكلّ سائلة قرار « a »
و شمس الدين خاص اغز اگرجه غلام رومىنژاد بود و لكن فضل وافر و عبارت باهر و خط چون سمط جواهر داشت و در فيض عطا سحاب را در حساب نياوردى و حاتم را بخيل شمردى رسالهء در مناظرهء چنك و شراب انشا كرده است بر فضل او از آن فصل استدلال توان كرد و روزبه اگر فضلى نداشت اما بكفايت و درايت و عفّت و ديانت يگانه بود آرى آنگه نصرت رنود و اوباش را بر خانهاء ايشان فرستاد و بر باد تاراج داد و صاحب سوار گشت و سلطان را برنشاند و با چتر و سنجق گرد خندق برآورد و بديوان فروآمد و مردم بطلب خويشان و متعلّقان ايشان فرستاد بعضى را حبس و قتل كردند و بعضى را اطلاق فرمود و تا نماز ديگر در دور ديار ايشان ديّار نماند

ذكر استدعاء صاحب حضور شرف الدين محمود ارزنجانى را « * » و سبب تبدّل دوستيشان بدشمنى

چون صاحب شمس الدين بر موجب نصيحت اللّبيب من
هامش
a. فرارP* الاوامر العلائيه ص 557