تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
داده بود و ميان [ ايشان ] اتّفاق كلّى افتاده در جلايل امور بيشتر خلق رجوع بديشان مىكردند و تا ايشان را رضا نبودى هيچ كار به حكم صاحب و پروانه برنيامدى آتش حسد در نهاد نصرت امير داد و ابو بكر پروانه زبانه زد هرچند صاحب سايه بر آن نمىانداخت و اوقات خود را از ديوان بمطالعهء كتب و مجالسهء علما و زهّاد مستغرق كردانيده بود و ميخواست كه استقلال ايشان را بر وجهى احسن دفع كند و جهت حصول اغراض فاسد عرض خود را مضغهء هر شامت و حاسد نكرداند اما نصرت اميرداد از آنجا كه خبث نفس و فساد اعتقاد او بود هر لحظه حديثى منزعج و خبثى مهبّج از قبل خاص اغز و روزبه اختلاف كردى و به همان روز مسفوع كردانيدى و بمسامع صاحب رسانيدى تا بمرور ايّام كار بجاى رسيد كه طبع الوف صاحب را از حضور ايشان نفورى ظاهر شد و از وجود ايشان متبرّم گشت و خايف و متوهّم شد چنانك بسلامت سر در آن كشور راضى شد و خواست كه در خدمت سلطان ركن الدين قلج ارسلان كه از عهد پدر مندوب توجّه به حضرت «
a
» شده بود روانه گردد و اسباب سفر ساخته كردانيد روزى نصرت اميرداد با پروانه بخفا بخانهء صاحب رفتند و گفتند ساكنان حوزهء مملكت را چون روز روشن مبيّن است كه سلطان غياث الدين در اوقات حيات و سكرات ممات وصايت اولاد و كفايت رعايا و بلاد را براى ثاقب صاحب مفوّض كرد اكنون چون صاحب عزيمت مصمّم فرمود
هامش
aCp . p . 205 , note a .