سلطنت روم را بر ملك عزّ الدين قلج ارسلان تقرير كرد و جملهء امرا را بمتابعت اين معنى ملزم كردانيد تا همه رغبة و رهبة ايمان مبايعت فراهم دادند و بر ولا و هواء او ايمان وثيق ياد كردند و چون هلال شوّال سنه 634 پديد شد در صحراء مشهديه چندان لشكر فراهم آمده بود كه حصر ممكن نبودى «
a
» بعيد گاه حاضر شدند و هركس هنرى نمودند آنگه ميدان را خلوت كردند و سلطان جلال الدين قراطاى را بنيزه در پى كرد و او ببلاتگين تمكين نمىداد بارى چند اين بارى باختند آنگه عزم سراپرده سه سرى فرمود و نماز گزاردند و خوان نهادند و بر داشتند روز سيم شوّال فرمود تا جملهء رسولان كه در قيصريه حاضر بودند در بزم شاهنشهى حاضر شدند و امرا و اكابر و اماجد حضرت سلطنت فراهم آمدند و آلات بزم درآوردند و آوانى مطربان خوشالحان بلند شد ساقيان زرّين نطاق سيمين ساق چون سرو روان بر سر حرفا دوران آغاز كردند پاى بادپيماى نداء
خذوا بنصيب من نعيم ولدّة * فكلّ و إن طال المدى يتصرّم
در داد غراب البين نعيب نحيب بانشاد نشيد
كم جموع قد رأت أبصارنا * يمزجون الخمر بالماء الزّلال « * »
ثمّ صاروا فى غد أيدى سبا * و كذاك الدّهر حال بعد حال
بصوت پرهراس باسماع جلّاس و رضّاع كاس مىرسانيد ناگاه ناصر الدين على چاشنىگير مرغى بريان زن زده گرم در بزم آورد و به خدمت سلطان پاره «
b
» كرد سلطان لقمهء چند تناول فرمود بعد زمانى تغيّرى
هامش
a. بودىPb.( sic )؟ ؟ ؟P* الاوامر العلائيه ص 461