تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
تمام در مزاج كريمش ظاهر شد اهل مجلس مشوش متعرّق مى گشتند سلطان از فرط اضطراب و التهاب سوار بسراى كيقباديه تجشّم «
a
» نمود و شكوفهء بسيار فرمود و بقراطاى گفت كه كار من بپايان رسيد كمال الدين كاميار را طلب بايد داشت تا با او وصايا تقديم افتد غلامان خاص بطلب او دوان كردانيدند نماز خفتنى بود كه به حضرت رسيد سلطان را كلال بر قوّت ناطقه ظهور يافته بود چندانك ايما و اشارت مىكرد فهم امير كمال الدين بدان نمىرسيد زود سوى خانه مراجعت كرد شبى بود از شب دوشنبه چهارم شوّال سنة 634 كه سلطان از سراى كيقباديه به منزل رضوان نقل كرد و بعد دو روز كالبد مطهّرش را بقونيه بردند و بجنب آبا و اجداد دفن كردند و بدان مفارقت دل برق كباب و ديدهء سحاب پرآب گشت و امور ملك و ملّت از آن روز در تراجع و تباهى افتاد و نظام عقد پادشاهى واهى شد و از عجايب اتّفاقات آن بود كه ملك كامل و ملك اشرف كه پيوسته سوداء حصول ملك روم در سرّ سر ايشان كامن بود درين ايّام فرمان يافتند و احوال ممالك روم در هرج‌ومرج افتاد و در نزهت‌آباد اين ممالك كه موئل غربا و ملجاء ضعفا بود شربتى خوشگوار به هيچ حلقى فرونرفت كه صد هزار جوى خون از حال و دل برنيامد

ذكر تمكّن سلطان غياث الدين كيخسرو بن كيقباد بر « * » سرير پادشاهى

چون سلطان علاء الدين كيقباد سراپردهء روح را در سايهء رحمت
هامش
a.( sic )تحيم ؟ ؟ ؟P* الاوامر العلائيه ص 464
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 207 | محمد جواد مشكور