تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
بود و احوال ما عرض داشته ما را تا بهار آنجا داشتيد و هر روز بعد از سيران و پيش از ديوان بديدن ما مىآمد و مراعات بىحد مىكرد و چون روى بهار بخنديد و سلطان از علائيه بقيصريه آمد ما را حاضر فرمود و احترام تمام نمود و چون يرليغ رسانيدم برخاست و خويشتن مطالعه كرد چون از تخت فروآمد و در سراجهء خلوت مرا بىنوكران حاضر كردانيد اوّل لفظ كه ازو شنيدم اين بود كه شكر ايزد را كه فرستاده كه از برگزيدهء خدا نزد ما رسيد و مسلمانست و عزيزكردهء خدا ما را عزيز كردانيد و ياد آورد آنگه فرمود كه آنچه پرسم از راه دين‌دارى بايد كه راست در ميان آرى گفتم هرآنچه دانم هرآينه بمحلّ انها رسانم فرمود چون ايل شويم در ملك ما طمع كنند گفتم معاذ الله ايلى با ايشان آن‌قدر باشد كه هر سال ايلچى به خدمت رود و از جامهاى كه در خزاين مىبوسد و اسبابى كه در گلها و اصطبلها پير مىشود و زر كه زير زمين در معرض تلف مىآيد چيزى اندك نزد ايشان برد و ظاهر و باطن با ايشان يكسان داشته آيد سلطان ايلى را قبول فرمود و فرمان داد و تحف و هدايا و طرف روم ترتيب كردند ناگاه سوم شوّال سنه 634 بجوار حق پيوست و پسرش غياث الدين كيخسرو بر تخت نشست و نزد من و نوكران فرستاد كه پدرم ترا برادر خطاب كرد و من پدر مىخوانم و من نيز طريق ايلى و بندگى مىسپرم و پيش‌كشيها را كه سلطان علاء الدين ترتيب فرموده بود در صحبت فخر الدين پسر جبر «
a
» مصرى بملطيه روان كرد چون
هامش
aLecture douteuse . P sans points .
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 204 | محمد جواد مشكور