و چون او از محاصرت آمد بدين عبارت احجام نمود «
a
»
ذكر تصدّى تاج الدين پروانه محاصرت آمد را و عودت بر وجه خيبت « * »
تاج الدين پروانه پسر قاضى شرف الدين ارزنجانى جهت رواج بازار خود و كساد متاع حشمت كمال الدين كاميار كه محسود عالميان بود روزى در اثناء تقدّح كه ذات سلطان را متروّح يافت گفت اگر پادشاه بنده را اجازت دهد كه با لشكر قديم و خوارزميان بآمد رود در مدّت شش ماه بل كمتر ميسّر كرداند سلطان او را بدان التزام اكرام فرمود و زعامت جيوش را به دو مفوّض كردانيد و لشكرها را با زردخانه و برگ و عدّت آراسته در صحبت او روانه كرد چون بدانجا رسيد مدّتى بمحاصرت آن صرف كرد هيچ اثرى ظاهر نشد قير خان و ديگر امراء خوارزم به حكم حقدى كه از ملك غازى و بدر الدين لولو و ملك منصور صاحب ماردين بواسطهء سلطان جلال الدين كه در وقت التجا بديشان به دو التفات نكردند در دل داشتند در آن ممالك تاختن بردند و تا در سنجار قتل و سبى و حرق و نهب و خراب كردند و حال را بدرگاه سلطنت باز نمودند سلطان بر فتح آمد مصرّ شده بود صاحب شمس الدين اصبهانى را با لشكر ديگر با مال و زردخانه بىنهايت تا حدّى كه برسم منجنيق از آهن سنگهاء مدوّر و منّى و سه منّى و پنج منّى بر شتران بار كرده فرستاد آن فتح برو نيز بسته شد و از قبل غضب حضرت سلطنت ترسان بود حال
هامش
aLa phrase est maladroitement interrompue par l'inscrip - tion du chapitre suivant .* الاوامر العلائيه ص 450