تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
بدرگاه بدين طريق نمودند كه كارآمد باخر خواست آمد اما زمستان ناگاه هجوم كرد و از آن قبل عساكر را در نهضت و حركت فتور ظهور پذيرفت و بدان واسطه اجازت تفرّق و معاودت يافتند اما سلطان فرمود كه سال قابل بذات خود مباشر و مزاول كردم و آن مهمّ را چنانك واجب است بكفايت رسانم و چون امرا به خدمت رسيدند عتابى نفرمود و از گذشته گذشت

ذكر ورود ايلچيان اردوى نزد سلطان علاء الدين كيقباد « * »

امير شمس الدين عمر قزوينى چنين حكايت كرد كه بسبب احداث ايّام ترك وطن قديم كه مقطع سرّه و مجمع اسرّه بود نمودم و طريق تجارت پيش گرفتم و چون به شهر ارزروم رسيدم و آن را بنعمت و راحت مشحون ديدم مدّتى آنجا اقامت كردم و نعمت متكاثر بدست آوردم ناگاه برگستان نمودم و الوان مرصّعات صناعت كردم و مدّتى در تتميم آن برآوردم آنگه با خود گفتم چنين متاعى جز خزانهء پادشاه را نشايد مطيّهء سفر در زين كشيدم و راه آن درگاه را بر خود گشاده كردانيدم و چون بدانحضرت رسيدم معامله منجح و تجارتى مربح دست داد در وقت عرض پادشاه حاضر بود مرا فرمود كه از كجا مىآيى گفتم از بلاد روم گفت آن مملكت در دست سلطان علاء الدين كيقبادست گفتم آرى فرمود كه طريقهء او در ملكدارى چگونه است گفتم چنانست كه پادشاه پسندد و همانا كه در اسلام چنو پادشاهى نباشد عدلى شامل و عقلى كامل و ملكى معمور و مالى موفور و رعيّتى مسرور فرمود كه چنين پادشاهى را دريغ باشد كه از عنايت خود محروم كردانيم و او را آگاهى بفرمايم كه با ما ايل شود و ملك و رعيّت
هامش
* الاوامر العلائيه ص 452