تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١

ذكر انكسار طلايهء خوارزمى كرّت ثانيه « * »

روز ديگر از طرفين سپاه بسيار برسم طلايه بدرآمدند و شب همه شب در كوه و دشت گشت مىكردند چون لشكر هند باز پراكنده شد و خسرو انجم فرود كشور پنجم در ميدان آمد از ناگاه هر دو سپاه يكديگر را بديدند و صفها بركشيدند و اوّل خوارزميان حمله كردند و پيگان پيكان تير را «
a
» در ضمير صغير و كبير چون انديشه جاىگير كردانيدند و رسولان تيزتاز سهام و معابل را به يارى پر عقاب به اطراف پرتاب مىكردند تا جبر سختى كمان و قوّت بازوى دلاوران را به زبان مبين رنين بمسامع معاديان «
b
» چابك و سواران آن ميادين رساند سپاه شاه چون ثهلان و حرى در آن ماجرى ثبات نمودند و چون باد صولت ايشان را هبوب بركود مبدّل شد مرهفات سيوف را تجريد كرده و مثقّفات رماح را تحرير نموده يك بار چون نوازل اقدار بديشان تاختند و بهركه رسيدند انداختند و در ميدان فضاء معركه با كلّه سرهاء آن گروه و گله كله خرّمى بر فلك زده گوى باختند و اقبال خوارزميان بادبار و كسر بانكسار و حمله با فرار مبدّل شد و سوار و پياده افتاده‌افتاده دل بمراد نهاده و بر فراق جان آب ديده گشاده گشت ملك ارواح از ازدحام نفوس مستشهد بصفت عجز و حيرت متّصف مىشد و فضاء هوا بر افواج ارواح مفارقه كى از مغاربه و مشارقه در آن ملحمه افتادند چون دل عشّاق شوريده‌حال و سينهء بخّال تنگ مىآمد لشكر سلطان با غنائم
هامش
* الاوامر العلائيه ص 395a. ؟ ؟ ؟ ستراPb. معادينP