تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 22

مساهمون:

صمقدمه ٢٢
عقلها را از پريشان زيستن نبود گزير * اندر آن مجلس كه زلف او پريشانى كند از تكبر نرگس جادوى خون‌آشام او * سوى عاشق يك نظر با صد پشيمانى كند عشق عالمگير او چون عالم دل را گرفت * كس نداند تا در آن عالم چه ويرانى كند گوى دل مىافكنم در عرصهء ميدان عشق * تا مگر آن گوى را زلف تو چوگانى كند چنگ در فتراك عدل شامل سلطان زنم * گر دل سخت تو با من سست‌پيمانى كند ظل حق سلطان اعظم شه سليمان ركن دين * آنك گردونش خطاب اسكندر ثانى كند آنك در ايوان او قيصر به خدمت دم زند * وانك بر درگاه او فغفور دربانى كند خسروا گر شخص تو بر آسمان سازد مقام * مشترى ، بهرام گردد زهره كيوانى كند تير عزمت از كمان فتح چون گردد جدا * موى بر اعضاى اعداى تو پيكانى كند باش باقى در جهان تا پاس بأس و هيبتت * دين و دولت را بفر تو نگهبانى كند « 1 »
ديگر قصيدهء شيوائى است بنام انگوريه كه امام ملك الكلام جلال الدين وركانى در مدح صاحب شمس الدين محمد اصفهانى وزير سلطان عز الدين كيكاوس ( 644 - 646 ه ) كه مشتمل بر هفده بيت است سروده و اين ابيات از آنست :
زهى ز مشرب لطف تو خورده آب انگور * جناب مهر تو پرورده آفتاب انگور جناب كعبه شكوه ترا چو اهل هنر * ز جور دور فلك ساخته مآب انگور بخوشه‌چينى لطف خوش تو چون زنبور * شفاء خلق نهان كرده در لعاب انگور
هامش
( 1 ) - ابن بىبى ص 61 - 62