تقديم كتاب به عطا ملك جوينى :
ابن بىبى پس از اتمام اين شاهكار ادبى خود كتابش را به علاء الدين عطا ملك بن محمد جوينى صاحب تاريخ جهانگشاى جوينى كه گويا در آن هنگام از طرف ايلخان مغول ولايت بغداد را داشته تقديم كرده است .
ظاهرا قرائت تاريخ جهانگشاى جوينى كه گذشته از تاريخ مغول از شاهكارهاى ادبى بشمار مىرود در نفس ابن بىبى اثرى عميق گذاشته و خواسته است به تقليد آن كتاب او نيز كتابى در تاريخ سلاجقهء روم نوشته باشد . البته از عهده برنيامده و در جزالت و روانى و انسجام عبارات هرگز نتوانسته است كه كتاب خود را بپاى تاريخ جهانگشاى جوينى برساند و در اين تقليد سر از پاى خجالت بردارد .
وى بسبب آنكه ارادتى خاص به خاندان جوينى داشته پس از مدح و ثناى شمس الدين محمد صاحبديوان نثرا و نظما به ستايش برادر مورخ او عطا ملك جوينى پرداخته است كه مختصر آن عبارات متكلف چنين است :
كهف الامة الباهره آصف الزمان بزرجمهر الدوران مالك ازمة الوزراء قس البلاغة و الفصاحه سيد سلاطين الزمن قهرمان الماء و الطين الغ قلتغ اغرلو صاحب ديوان الممالك ابو المعالى عطا ملك بن محمد الخ . . .
و نيز قصيدهاى به عربى در مدح او سروده كه اين سه بيت از آن است :
كهف البرايا عطا ملك سيدنا * متاع حكم القضا غلابة القدر
منه الحيوة لمن يغشاه تهلكه * من الزمان و منه الرى من بحر
فصار بغداد باغ الحسن من ارج * و ليس باغ بها يغرى الى الضرر « 1 »
پس از آن قصيدهء امير حكيم عماد الدين يوسف لر فضلوى را در مدح آن دو برادر در مقدمهء كتاب خود آورده كه اين ابيات از آن است :
اى همايون پيكرى بر روى دريا ساخته * همچو شكل هندسى از طبع دانا ساخته
مثل تو هرگز نه پرويز و نه كسرى يافته * شبه تو هرگز نه شاپور و نه دارا ساخته
خطهء بغداد را راهى است از تو بانوا * اى نگارين پردهاى بر رود كرخا ساخته
در عراق امروز هركس مىكند آهنگ تو * چونكه شد زيرافكنت رودى چنان نا ساخته
هامش
( 1 ) - ابن بىبى ، ص 6