تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 24

مساهمون:

صمقدمه ٢٤

شاهنامهء ابن بىبى :

ابن بىبى در ضمن شرح حال پادشاهان سلجوقى روم و جهانگشائيهاى ايشان اشعارى سست از خود بمقتضاى مقام ببحر متقارب آورده است كه ظاهرا از شاهنامه‌اى كه خود او دربارهء پادشاهان سلجوقى روم سروده است گرفته شده باشد . عدد ابياتى كه از آن شاهنامه جاى بجاى در تاريخ ابن بىبى آمده است از هزار و چهارصت بيت متجاوز مىباشد . وى در آن اشعار در رثاى علاء الدين كيقباد چنين سروده است :
ز روز وفات الغ كيقباد * نياورد كس خرمى را به ياد همه كارها رفت در بدترى * رعيت برافتاد و هم لشكرى همه خوشدلى رفت سوى عدم * چو از تخت برداشت خسرو قدم همه رونق ملك بر باد شد * دل دشمنان زان قبل شاد شد كرام طراز و ملوك حجاز * فتادند زين ماتم اندر گداز بماندست غمناك روح الامين * همى خواند از آسمان بر زمين « 1 »
آخرين سلطان سلجوقى را كه وى در شاهنامهء خود ستوده غياث الدين كيخسرو بن قلج ارسلان است . در آن زمان هنوز سلطان طفل ابجد خوان بوده و بمكتب ميرفته است چنان كه گويد :
اگرچه بدادش جهان كردگار * اتابك خرد طالع آموزگار نخستين كه استاد يزدانپرست * حروف تهجى بدادش بدست زهى تازه نوباوهء خسروى * كه ميتابد از وى شكوه گوى كه از ديدن حرفهاى هجا * چنان كرده دولت به دو التجا كه بنمودش از بهر شاهنشهى * ز هر حرف صد آيت فرهى هميشه جهاندار و پيروز باد * همه وقت او جشن نوروز باد « 2 »
آخرين ابياتى كه از اين شاهنامه در آن كتاب آمده اشعاريست كه در مدح خواجه شمس الدين محمد جوينى معروف به صاحب ديوان كه از طرف ايلخان مغول اباقا براى تمشيت امور روم بآسياى صغير فرستاده شده بود سروده شده است ، و بعضى از آن ابيات اين است :
سپاه مغل همچو شير دمان * فتادند در لشكر شاميان برادر شده با مغل روميان * براى مصالح ببسته ميان در ايام سلطان دين كيقباد * چنان ايمنى كس نميداد ياد
هامش
( 1 ) - تاريخ ابن بىبى ص 463 . ( 2 ) - تاريخ ابن بىبى ص 651 - 652 .