آن يكى صاحب علاء دولت دنيا و دين * كز عطاء اوست كار دين و دنيا ساخته
هرچه اسباب سعادات دو عالم اندروست * هم در ايام شما زينگونه بادا ساخته
بر شما هر دو مبارك باد و ميمون اين بنا * اى سرير قدرتان برتر ز جوزا ساخته « 1 »
ابن بىبى آخرين شاهى را كه از سلاجقهء روم در كتاب تاريخ خود ذكر كرده ملك غياث الدين مسعود بن كيكاوس ( 679 - 683 ه ) « 2 » است . وى سرانجام كتاب خود را باز به مدح و ثناى عطا ملك جوينى ختم مىكند كه مختصر عبارات او از اينقرار است : « بر موجب حكم مطاع جناب اعلى دستور روى زمين ملك الوزراء ابو المعالى عطا ملك بن محمد را اعلى اللّه شأنه ، اين بنده و بندهزاده در اين مجلد آنچه از مجارى امور در سنين و شهور در ممالك روم حدوث پذيرفته بود از شنيده و ديده در قلم آورد و در آن جناب به محل عرض رسانيد و قدر مجهود مبذول داشت اگرچه اصلا اصلاحپذير نيست اما اميد از فرط فضل و كمال عدل آن جناب آنست كه رغما لانف الحاسد ترميم الفاسد دريغ ندارند و ذيل عفو و اغماض بر معايب و مقابح تركيبات و ترصيعات و تشبيهات و تشبيبات آن مبسوط و مسحوب دارند و از شجرهء العفو اقرب للتقوى ثمرهء هنى بمذاق ايام مبارك مؤبدش جارى گردد . »
سپس باز قصيدهاى در 14 بيت بتازى در مدح او سروده كه اين ابيات از آن است :
كهف الا نام علاء الدين سيدنا * علامة الدهر زان الملك و الحسبا
ملك الصدور و من لالاء غرته * شمس النهار ترى للنور مكتسبا
اضحى عطارد تلميذا لسدته * و المشترى مشتر من فضله الادبا « 3 »
اشعار كتاب ابن بىبى :
تاريخ ابن بىبى علاوه بر عبارتپردازى و سجعسازى مشحون از اشعار پارسى و تازى است كه بسيارى از آنها اثر طبع مؤلف است . از جمله اشعار شيوايى كه در آن كتاب آمده قصيدهايست كه ظهير الدين ابو الفضل طاهر بن محمد فاريابى در گذشته در سال 698 هجرى ، در ستايش سلطان ركن الدين سليمانشاه ( 592 - 600 ه ) سروده و اين ابيات از آن است :
زلف سرمستش چو در مجلس پريشانى كند * جان اگر جان درنيندازد گرانجانى كند
هامش
( 1 ) - تاريخ ابن بىبى ص 8 - 9 .
( 2 ) - ابن بىبى ص 79 ، مختصر سلجوقنامه ص 334 .
( 3 ) - ابن بىبى ص 742 - 743