فصل اول تاريخ ابن بىبى و سلجوقنامههاى مأخوذ از آن
ابن بىبى :
نام و نسب خود را مؤلف در كتاب خويش : حسين بن محمد بن على الجعفرى الرغدى نوشته كه مشهور به ابن بىبى المنجمه بوده است . بطور اختصار او را ابن بىبى مىخوانند . « 1 »
كتاب وى كه عنوان آن الاوامر العلائيه فى الامور العلائيه است بنام تاريخ ابن بىبى مشهور مىباشد . اين كتاب كه دربارهء تاريخ سلاجقهء روم يا آسياى صغير است در آغاز سال 680 هجرى قمرى باتمام رسيده و وقايع بين سالهاى 588 تا 679 هجرى را دربر دارد و يكى از كتب بسيار نفيس و پراهميت دربارهء تاريخ سلاجقهء روم بشمار مىرود و شايد به اين تفصيل كتابى دربارهء آن خاندان نوشته نشده باشد .
لقب مؤلف امير ناصر الدين است كه مالك ديوان طغرا يا امير ديوان طغرا يعنى فرمان - نويس و مهردار سلطنتى دربار سلجوقيان روم بوده است . « 2 »
پدرش مجد الدين محمد ترجمان مدتى دراز منشى دربار سلطان جلال الدين خوارزمشاه بود و از سادات كورسرخ « 3 » و معتبران جرجان بشمار مىرفت . سپس بهوسيلت پدرزنش كمال الدين كاميار بدربار سلاجقهء روم راه يافت و مقرب حضرت ايشان شد .
چون از طرف آن سلاطين برسالتهاى سياسى مىرفت و به بغداد و شام و اردوى مغول و نزد علاء الدين نومسلمان به الموت برسولى فرستاده ميشد ملقب به ترجمان گرديد و از اينرو عنوان او را مجد الدين محمد ترجمان نوشتهاند . « 4 » وى در سال 670 هجرى برحمت ايزدى پيوست .
اما پدرزنش كمال الدين كاميار از بزرگان و اميران دولت سلجوقى روم بود و در روزگار علاء الدين كيقباد ( 634 - 617 ) مورد عنايت سلطان و مشار اليه با لبنان شد ، و فتح ارمنستان و گرجستان و بعضى از بلاد شام بر اثر حسن كفايت و درايت او دست داد . وى پس از آنكه از سفارتى از نزد جلال الدين خوارزمشاه باز آمد ، علاء الدين كيقباد را بجنگ با جلال الدين برانگيخت . وى كه صاحب شمشير و قلم بود سرانجام در آغاز پادشاهى غياث الدين
هامش
( 1 ) - تاريخ ابن بىبى . نسخه عكسى ص 10 .
( 2 ) - تاريخ ابن بىبى ص 442 و مختصر سلجوقنامه ص 196 .
( 3 ) - مختصر سلجوقنامه ص 197 - ظاهرا كوهسرخ بايد درست باشد .
( 4 ) - سلطان ولد در قصيدهاى نام مجد الدين محمد بن على را آورده است . رك : ديوان سلطان ولد . طبع نافذ اوزلوك ، آنكارا 1941 ، ص 143 شماره 240 .