تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
يمن قدوم سلطان خبر يافت فرزندان و اشياع خود را پنج روزه راه پيش‌باز فرستاد و خويشتن بر اثر روان شد و پياده در ركاب سلطان تا آستانهء خانه بيامد و از انواع نفايس تا جان عزيز هرچه داشت موطاء قدم مالك خود كردانيد و مفاتيح قلاع و تفاصيل خزاين بقاع را به خدمت سلطان آورد و ايمان غلاظ ياد كرد كه در آن باب رعونت نكرده است سلطان فرمود كه عرصهء فتوّت ملك از آن فسيح‌ترست هرچه گويد هزار چندانست اميد بفضل بارى چنانست كه انهار سعادت در ارم مرام ما جارى شود و بى فرجامى ايّام را انجامى با ديد آيد و عذر الطاف ملك خواسته شود بعد از مدّتى كه آنجا اقامت فرمود توجّه بجانب جانيت نمود و مدّتى آنجا بود و از آنجا بعزم ستنبول در كشتى نشست ناگاه بادى از مهبّ تجرى الرّياح بما لا تشتهى السّفن بوزيد و حالت
وَ جاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكانٍ
«
a
» اعادت يافت و كشتى بساحل درياء ديار مغرب انداخت كام ناكام لنكرها درانداختند و با ديدهء تر و لب خشك رخت از آن ترى بر خشكى كشيدند مدّتى در آن اطراف طواف مىكرد و در مقابلهء شراست اخلاق مغاربه هشاشت الطاف مشارقه اظهار مىكردانيد و در كنف رعايت امير المومنين عبد المؤمن رضى الله عنه از كيد نكد ايّام آمن بود و بكرّات و مرّات بتفقّد و تعهّد آن حضرت مخصوص شد عاقبت باجازت حضرت خلافت عنان بصوب ستنبول كردانيد
هامش
aKor . 10 , 23 .
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 13 | محمد جواد مشكور