تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
طلوع كرد انزال و احمال باستقبال فرستادند و همه لشكر و جمعيت متوجّه خدمت شدند و پياده شده شرف دستبوس دريافتند و قدمت قدوم البدر بيت سعوده «
a
» خوانان گفتند سلطان عالم به خانه و آستانهء خود آمد تا در اجل تأخيرى و در كنانهء امكان تيرى باشد هرچه داريم در وجه دفع وحشت خاطر اشرف نهيم لله كه حماء نفس را از مداخلت افكار منزعج حمايت فرمايد و بر موجب قول امير المؤمنين كرّم اللّه وجهه كه إنّ للمحن غايات و سبيل العاقل أن ينام عنها حتّى يتجاوزها و نظم قابوس را كه در زمان التواء رايت دولت فرموده است «
b
»
و فى السّماء نجوم غير ذى عدد * و ليس يكسف الّا الشّمس و القمر « * »
سبب تسكين دل غمگين سازد هر روز در آن مدّت سلطان را ملكى مهمانى كردى و تقدمهء لايق وليمه عرض داشتى ناگاه سلطان را در خاطر عزم آمد آمد ملوك به قدر امكان خدمات كردند و روزى چند برسم وداع ملازم ركاب سلطان بودند آنگه با تشريفات گرانمايه مراجعت كردند چون بحدود آمد رسيد ملك صالح كه بكريمهء از اولاد قلج ارسلان داماد سلطان بود فرزندان را با جملهء حشم پذيره فرستاد و سراء سلطنت را بدانچه آراسته بود از خزاين
هامش
aVers arabe dont l'autre hemistiche est donne en G ainsi :و جدّك عال صاعد كصعودهbEn G precedent ces yers :قل للذى بصروف الدهر عيّرنا * هل عاند الدهر الّا من له الخطر اما ترى البحر يعلو فوقه جيف * و يستقرّ باقصى قعره الدرر* الاوامر العلائيه ص 44
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 11 | محمد جواد مشكور