تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 9

مساهمون:

ص٩
عبرات بر رخسار چون گلنار مدرار كردانيدند سلطان را از آن حال رقّت غالب شد و برغبت صادق با خلع نفيس از كمرهاء مرصّع و ما يوافقها و يجانسها با مردم خود به خدمت پدر روانه كرد و فرمود تا جناة طغاة را از شرفات سور صلب و كسوت حيات را از بدن جنبششان سلب كردند و آتش در ديه «
a
» زدند چنانك هنوز لاديق سوخته مىخوانند و فرمود كه هركه بر سلجوقيان استخفاف كند سزا و جزا ازين نوع مشاهده كند سلطان تا وصول فرزندان توقّف كرد چون رسيدند «
b
» نوازش عم عرضه كردند و قصّاد سلطان ركن الدين اعذار مموّه تقديم داشتند بحسن اصغا استماع فرمود و با نوازش بازكردانيد و خويشتن در ممالك ارمن كى در آن زمان از آن نيفون تكفور بود تورّد نمود

ذكر وصول سلطان غياث الدين بارمنستان « * »

چون ليفون را از قدوم سلطان آگاهى دادند چون تشنه به آب زلال از سر اجلال استقبال كرد و چون نظر بر چتر مبارك انداخت پياده شد و در اعزاز سلطان همه تن زبان گشت سلطان را يك ماه آنجا توقّف افتاد و از آنجا روى بآبلستان . نهاد ملك مغيث الدين طغرلشاه پسر قليج ارسلان در بندگى و خدمت شرايط اخوّت برعايت رسانيد و قاضى و ائمّهء شهر را در خلا احضار كرد و اقرار فرمود كه ملك آبلستان و توابع چنانك پدر به من ارزانى داشته بود من كه طغرلشا هم اقرار كردم كه ملك خداوند و برادرم سلطان غياث الدين كيخسروست و صكّ را در
هامش
aPدم .bPرسيد * رك : الاوامر العلائيه ص 39
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 9 | محمد جواد مشكور