تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 7

مساهمون:

ص٧

ذكر استماع سلطان ركن الدين « 1 »

وفات پدر را و صرف اهتمام بر انتزاع ملك از قبضهء تملّك برادر چون ملك ركن الدين در شهور سنه ثمان و ثمانين و خمسمايه از وفات پدر خبر يافت دل را بنار احتراق افتراق بتافت و بعد از شرايط عزا و لوازم بكا مسرعان بجميّعت اجناد اغوار و انجاد باعوان و اعضاد روانه كرد و خويشتن از توقات بىجميّعت عزيمت ساخت چون بآقسرا رسيد لشكر بىحد به دو پيوسته بود همه در خدمت ركاب چتر همايونش بقونيه رسيدند و اهالى آن سپر ممانعت در روى كشيدند و مدّت چهار ماه هر روز شصت هزار مرد كماندار با عساكر ملك ركن الدين در مضاربت و مقاتلت بودند عاقبت به خدمت ملك رسول فرستادند و قرار صلح نهادند بر آن جملت كه سلطان غياث الدين با فرزندان و اتباع و اشياع بهر طرف كه طاير فكرش پرواز كند روانه گردد و بسلامت به مقصد رسد آنگه ملك در شهر درآيد و بر ولاء او بيعت كنند بر وفق ملتمس عهدنامها اصدار فرمود و فرستاد باتّفاق در بندگى سلطان عرض كردند بمحلّ احماد و استحسان افتاد و فرمود تا دو نفر ديگر از اهل شهر كه در مداخل امور ولاج و خراج باشند جهت تأكيد به خدمت ملك روند و عهدنامه و دست‌خطّ اشرف موكّد باقسام اقسام و ايمان غلاظ حاصل كنند در حال چنان كردند سلطان چون عهود را مطالعه كرد روع روع و جيشان جأش را تسكين داد و از سر اضطرار جلا اختيار فرمود

ذكر جلاء غياث الدين كيخسرو و واقعاتى كه در غربت ديد « 2 »

در سنه ستّ و تسعين و خمسمايه نماز شام كه درارئ كواكب در
هامش
( 1 ) - رك : الاوامر العلائيه ص 30 ( 2 ) - ص 36
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 7 | محمد جواد مشكور