تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 4

مساهمون:

ص٤
جعلها سنّة چون آن وصاياء بليغ به دو تبليغ فرمود فرمود تا اركان حضرت و اعيان سلطنت مجتمع شدند و چون صفّهء بار را بخاصّ و عامّ عاصّ ديد فرمود كه آفتاب اقبال من بدرجهء زوال رسيد و يقين است كه ملك بىمالك و شهر بىشهريار نماند يكى بگذرد ديگر آيد بجاى جهان را نمانند بىكدخداى و فرزند كيخسرو منوچهر چهر بآداب شاهانه متجلّى است و در حلبهء اين مضمار بر اخوان و ملوك ساير ديار سابق و مجلّى من ولايت‌عهد به دو دادم و در اين دولت برو گشادم و حكم او را در عهد حيوة خود در ولايت و رعيّت مجرى كردانيدم و او را وارث تاج و نگين ساختم و خود را از ميان بكنار انداختم مىبايد كه شما با او بيعت كنيد و چون صخرهء صمّا بر هوا و ولاء او ثبات قدم نماييد اعيان دولت بعد از بكا و عويل و سكوت طويل انقياد اوامر سلطان را از لوازم ديدند گفتند سلطان غياث الدين قهرمان ماست ظاهر و باطن در حضور و غيبت او يكسان داريم و با مخالفان دولت او چون شمشير و سنان طريق حدّت و خشونت سپريم و ايمانى كه اهل ايمان را در نقض آن تأويل ممكن نگردد با آن مواثيق ضمّ كردند و بعد از مخالفت بر رفع مخالفت و نصب رايت موافقت و احكام احكام نصرت و معاضدت او را بر سلطنت نشاندند
نشست شاه مبارك‌قدم بيمن قدوم * فراز تخت شهى در بسيط خطّهء روم
سروران اطراف بر يمين و يسار تخت ايستادند و درم و دينار بى شمار نثار كردند و خلع و تشريفات گرانمايه از خزانه‌خانهء سلطنت