حالت شخص از هر چيز حتى از خود بيگانه است . بى خبر از جسم و جان ، فارغ از زمان و مكان . و اين حالت عشق تمام يا حكمت است و آن دمى است كه دير دير دست مىدهد و افلوطين مدعى بود كه در مدت عمر چهار بار آن حالت را ديده و اين لذت را چشيده است .
مسيحيت و يونانمآبى :
مسيحيان در آغاز كار به زهد و عبادت و گستردن انجمنهاى برادرى مسيحيان و تذكر و انديشه در گفتار و كردار حضرت عيسى مشغول بودند و به حكمت و فلسفه نمىپرداختند و تعليمات و مواعظ پيغمبران يهود و مسيح و حواريون را كه آنانرا مؤيد من عند اللّه ميدانستند كافى مىپنداشتند .
اما همين كه مسيحيت از سرزمين فلسطين و يهوديه تجاوز كرد و ميان اقوام و ملل ديگر انتشار يافت و جمعيت مسيحيان فزونى گرفت بالطبع ايشان براى دفاع از حقانيت دين مسيح در برابر مخالفان و منكران گرفتار مناقشه و مجادله گرديدند و براى اثبات تعليمات مسيح خود را نيازمند ديدند كه دست توسل به استدلالات كه مأخوذ از شيوهء فلاسفه و حكما بود دراز كنند . چون اذهان ايشان متوجه به مسائل مبدأ و معاد بود در ميان فلاسفهء قديم يونان مكتب افلاطونى را به افكار خود نزديكتر يافتند و با قيد به متابعت تعاليم انجيل و تورات از حكمت افلاطون و فيلون يهودى و افلوطين و اخلاقيات رواقيان اقتباساتى كردند .
سپس براساس اين مكاتب عرفانى علم اثولوجيا (
Theologie
) يا علم لاهوت و معرفة اللّه را وضع نمودند كه اصول عقايد مسيحيان را تقريبا به بيان علمى باز مىنمايد و نظير علم كلام است در نزد مسلمين .
كليساى مسيحى در دورههاى اول خود اصولا نيرويى مؤثر در يونانمآبى بشمار مىرفت . زبان آن يونانى و نخستين مرحلهء انتشار آن در ميان كسانى بود كه اگر نژاد يونانى نداشتند زبانشان يونانى بود . حتى در كليساى رم نيز زبان يونانى رواج داشت و نشانهء آن اين است كه نخستين نويسندگان رومى به يونانى كتاب مىنوشتند ، سنگنبشتههاى قديم مقابر به خط يونانى بود و مراسم دينى روم قديم نيز با اين زبان صورت مىگرفت . اين شيوه تا مدت درازى از قرن چهارم رايج بود تا اينكه قسطنطين دستگاه دولتى امپراطورى روم را به روم شرقى يعنى بيزانس انتقال داد و شهر قسطنطنيه را بنا نمود . در آنجا به كلى خرج مسيحيان غربى از مسيحيان شرقى جدا شد و مسيحيان غربى تابع كليساى لاتين و مسيحيان شرقى تابع كليساى يونانى گرديدند . در آسياى صغير و سوريه همهجا زبان يونانى انتشار داشت و مسيحيان آداب و رسوم مذهبى خود را به اين زبان بجاى مىآوردند .
مسيحيان نيز مانند يهوديان يونانمآب كه كتاب تورات را از روى ترجمهء يونانى آن ميخواندند ايشان نيز انجيل را كه اصلا حواريون به يونانى نوشته بودند و خود آن كلمه