نيست بر لذات جسمانى كه فانى است ترجيح ميدهد و در طريقت ريا و خودپرستى را بمثابهء بند و زنجير آهنين مىشناسد ، كه مانع سير روح در مدارج كمال مىشود و حتى علم و دانش را اگر سبب مزيد عجب و پندار شود فضيلت نميشمارد و حجاب راه ميداند . بنابراين ، اخلاص و پاكى نيت را هم در علم و هم در عمل ، لازم مىداند و تأكيد مىكند كه انسان بايد در اعمال خود جز به خدا نظر نداشته باشد ، و تا وقتى نظر انسان از غبار هوى و شهوت نفسانى زدوده نشود به حقيقت كه در واقع روشن و آشكار است نائل نخواهد شد ، بدينگونه اخلاق نيز در تعليم مولوى وسيلهيى است براى تهذيب صوفيانه ، و وى شريعت و اخلاق و طريقت را براى نيل به حقيقت كه غايت مطلوب و اصل و مبدأ وجود است به منزلهء وسيله ميشمارد « 1 » .
شريعت و طريقت :
اصولا موضوع اصلى كتاب مثنوى بيان اسرار شريعت و قواعد طريقت و وصول به حقيقت است . مولانا در ديباچهء دفتر پنجم اين سه اصل را چنين بيان مىكند : « اما بعد اين مجلد پنجم است از دفترهاى مثنوى و بينات معنوى در بيان آنكه شريعت همچو شمعى است كه راه مىنمايد و بىآنكه شمعى بدست آورى راه رفته نشود ، چون در راه آمدى اين رفتن تو طريقت است ، و چون به مقصود رسيدى آن حقيقت است . جهت اين فرمودهاند كه « لو ظهرت الحقايق بطلت الشرايع » همچنانكه مسى زر شود يا خود از اصل زر بود او را نه به علم كيميا حاجت است كه آن شريعت است و نه خود را در كيميا ماليدن كه آن طريقت است . چنان كه گفتهاند : طلب الدليل بعد الوصول الى المدلول قبيح . حاصل آنكه شريعت همچون علم كيميا آموختن است از استاد يا كتاب ، و طريقت استعمال كردن داروها و مس را در كيميا ماليدن . و حقيقت زر شدن مس . پس كيميادانان به علم شادند كه ما اين علم را مىدانيم ، و عمل كنندگان كيميا به عمل شادند كه ما چنين كارها مىكنيم و حقيقتيافتگان ، به حقيقت شادند كه ما زر شديم و از علم و عمل كيميا آزاد شديم .
يا مثال شريعت همچون علم طب آموختن است ، و طريقت پرهيز كردن بموجب علم طب و داروها خوردن ، و حقيقت صحت يافتن ، صحت ابدى و از آن هر دو فارغ شدن . چون آدمى از اين حيات مرد شريعت و طريقت هر دو از او منقطع شد ، حقيقت ماند . اگر حقيقت دارد ، نعره مىزند كه يا ليت قومى يعلمون بما غفر لى ربى ، و اگر حقيقت نيستش نعره مىزند : كه يا ليتنى كنت ترابا .
شريعت علم است ، طريقت عمل است و حقيقت وصول الى اللّه كه فمن كان يرجو لقاء ربه فليعمل عملا صالحا » .
بيان اين مطلب آنست كه شريعت عبارتست از سه چيز : اقرار به زبان و اعتقاد قلبى
هامش
( 1 ) - ارزش ميراث صوفيه ص 157 - 169