اشعار پيشينيان و حقايقى كه در كلام ايشان آمده سخنها گفت تا سخن بدانجا رسيد كه چگونه بودى كه اگر مولانا كتابى به طرز حديقهء سنايى ( الهىنامه ) يا منطق الطير عطار ميسرودى و نقل نقل مجلس ياران ميفرمودى .
مولانا در حال ورق كاغذى از دستار برآورد كه بر آن هيجده بيت از آغاز مثنوى يعنى از : « بشنو اين نى چون حكايت مىكند ، تا ، پس سخن كوتاه بايد و السلام » بيرون آورد و بدست حسام الدين چلبى داد .
آتش طبع مولانا كه در زير خاكستر غم فراق شمس پنهان بود بار ديگر به دم گرم حسام الدين چلبى برافروخت و پس از سرودن آن هيجده بيت فرحى در وى پديد آمد و شورى پيدا شد و حسام الدين را در پيش خود مىنشاند و شب و روز آرام نميگرفت و به نظم مثنوى مشغول بود .
مولانا اشعار گهربار مثنوى را كه از طبع آتشزاى خود بيرون مىآورد زمزمه ميكرد و بر حسام الدين املاء مىنمود و او مىنوشت و چون چند صفحهاى از آن فراهم مىآمد به آواز نغز و دلكش بر مولانا ميخواند . چه بسا شبها كه رشتهء نظم مثنوى تا سپيدهدم از هم نمىگسست و به آفتاب صبحگاهى از پيچ و تاب زلف شب باز مىشد .
تازه دفتر اول مثنوى به اتمام رسيده بود كه همسر مهربان حسام الدين درگذشت و او را دلافسرده و غمگين كرد .
حسام الدين را از اين غم مدت دو سال جمعيت خاطر دست نميداد و از اينرو نظم كتاب مثنوى نيز معوق ماند تا بار ديگر به بركت نفس مولانا فتوحى دست داد و خاطر مجموع فراهم آمد و نظم مثنوى ديگرباره آغاز گرديد . دفتر دوم مثنوى در سال 662 هجرى آغاز شد و از اين سال تا آنگاه كه دفتر ششم به انجام رسيد مولانا همچنان به سرودن آن ابيات مشغول بود و حسام الدين چلبى و ديگر ياران پيوسته در پيش مولانا نشسته و آن اشعار گهربار را مىنوشتند و در مجالس به آواز بلند مىخواندند .
نظم دفتر اول مثنوى در بين سالهاى 656 و 660 بود . دفتر دوم در سال 662 آغاز و بدون هيچ فترتى تمام شش دفتر پياپى به نظم كشيده شد .
دفتر ششم از جهت مطلب بريده و مقطوع است و قصهء شاهزادگان بسر نيامده سخن قطع شده ظاهرا سبب آن ضعف و ناتوانى جسمانى مولانا بوده كه سرانجام به مرگ وى منتهى گشته است . از ابياتى كه در خاتمهء مثنويها به سلطان ولد نسبت مىدهند برمىآيد كه مولانا پس از نظم دفتر ششم زنده بوده و اينكه احمد دده گويد مثنوى بسال 659 آغاز شده و بسال 666 بپايان رسيده دور از صواب نيست .
بنا به روايت پيشينيان و اشاراتى كه در كتاب مثنوى آمده مولانا جز همان هيجده بيت اول مثنوى را به خط خود ننوشته و حسام الدين چلبى و ديگر ياران مثنوى را مىنوشتند و نزد او خوانده تصحيح مىكردند .
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 129
مساهمون: محمد جواد مشكور
صمقدمه ١٢٩