تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 127

مساهمون:

صمقدمه ١٢٧
اين غزليات را مولانا ، در پنجاه و پنج بحر عروضى مختلف ساخته است ، در زبان فارسى هيچيك از شعراى ما نيستند كه اين اندازه توسعه در اوزان داده باشند . آن اوزان متروكى كه در شعر قديم وجود داشته و از ميان رفته و شمس قيس رازى صاحب « المعجم فى معايير اشعار العجم » آنها را جزء اوزان متروكه نام برده است ، تمام آن اوزان را مولانا ساخته و به خلاف تصور علماى عروض آن اشعار را در آن بحرها بهتر از اوزان معمولى پرداخته كه افاعيل عروضى با اوزان موسيقى به خوبى تطبيق كرده است . از اينجهت است كه گويند مولانا رباب ميزده و در رباب اختراعى داشته و از علم موسيقى به خوبى آگاه بوده است دانستن موسيقى كه در حقيقت مايهء وزن است به مولانا اين سرمايه را داده كه در اشعارش تفنن در اوزان از هر شاعرى بيشتر است . بسيارى اوزان هم در غزليات مولانا هست كه در ديگر اشعار شعرا نيست . مولانا ميل نداشته است كه به اسلوب كهن شعر بسازد و همواره علاقمند بوده كه به شيوهء جديد شعر بگويد . از اينجهت مىتوان مولانا را مؤسس شعر نو و مقتدا و پيشواى شعراى نوپرداز ايران دانست . در اشعار خود نيز مكرر اين معنى را تأكيد كرده است :
هين سخن تازه بگو تا در جهان تازه شود * بگذرد از حد جهان بيحد و اندازه شود
در جاى ديگر گويد :
نوبت كهنه‌فروشان درگذشت * نوفروشانيم و اين بازار ما است
موسيقى ديوان شمس كه در هيچ ديوان غنائى ديگر يافته نميشود از همينجا سرچشمه مىگيرد . مولانا با كلمات محدود و نارساى زبان ، نسبت به فكر و جوش درونى همان كارى را انجام مىدهد كه موسيقى با تركيب اصوات و آزاد از محدوديت الفاظ مىكند . نخستين خصوصيتى كه در اشعار مولانا به چشم مىخورد و او را از ديگر شعرا ممتاز مىسازد اين است كه او نمىخواهد شعر بگويد بلكه ميخواهد احساسات گنگ و مبهم خود را بيان نمايد . مولانا بدنبال قافيه نمىرود بلكه قافيه را بدنبال خود مىكشاند و اگر لازم باشد آن را مىآفريند چنان كه گويد :
قافيه و مفعله را گو همه سيلاب ببر * پوست بود پوست بود درخور مغز شعرا رستم از اين بيت و غزل ، اى شه سلطان ازل * مفتعلن ، مفتعلن ، مفتعلن كشت مرا شعر چه باشد بر من ، تا كه از آن لاف زنم * هست مرا فن دگر غير فنون شعرا شعر چو ابرى است سيه من پس آن پرده چو مه * ابر سيه را تو مخوان ماه منور به سما
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 127 | محمد جواد مشكور