تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 108

مساهمون:

صمقدمه ١٠٨
رها كنيم بايد از مغول بخواهد كه سنقر را آزاد نمايند تا ما نيز در عوض فرزند او را رها سازيم . هيتوم شخصا از ارمنستان به اردوى اباقاآن رفت و در پيشگاه ايلخان به گريه و زارى پرداخت و از او استدعاى خلاصى سنقر را كرد . اباقا بر پيرى و بيچارگى او رحمت آورد و بفرمود كه به كشور خود بازگردد . وعده داد كه سنقر را هرجا باشد طلب كند و پيش او بفرستد . پيش از آنكه هيتوم از اردوى اباقا به بلاد خود برگردد ، رسولى كه او قبلا به دربار اباقا فرستاده بود به قلمرو معين الدين پروانه رسيد . و پروانه كه خيال داشت دختر هيتوم را به ازدواج خود درآورد ، با فرستادهء او در اين خصوص گفتگو كرد . آن فرستاده به پروانه اطمينان داد كه اگر او در موقع رسيدن هيتوم از او پذيرائى شايان به عمل آورد ، وى خواهش او را اجابت خواهد كرد . پروانه مقدم هيتوم را گرامى داشت و به او هدايائى تقديم كرد و وى به دادن دختر خود به وى رضا داد ولى اجراى مراسم عروسى را موكول به آزاد شدن لئون پسر خويش كرد و به ارمنستان آمد . كمى بعد از مراجعت هيتوم ، دخترى كه اسما نامزد پروانه شده بود بمرد . و پروانه از تعلل هيتوم در امر ازدواج در غضب شد و كينهء او را بدل گرفت . و بعدها براى اينكه در كار ادارهء مملكت مستقل باشد به دستيارى امراى مغول پسر غياث الدين كيخسرو يعنى ركن الدين قليج ارسلان را بكشت و پسر چهارساله او غياث الدين كيخسرو سوم را به پادشاهى برداشت . در سال 669 ه اباقا سنقر الاشقر را كه در حوالى سمرقند بود ، پيش هيتوم فرستاد و هيتوم او را باحترام تمام و هدايائى نفيس روانهء خدمت بيبرس كرد و بيبرس هم در عوض لئون را به همين ترتيب پيش پدر فرستاد . در همين سال بيبرس با لشكريانى فراوان به آنطاكيه كه از متصرفات امير عيسوى طرابلس شام بود حمله برد و آن شهر را فتح كرد . صليبىهاى اين شهر چاره‌اى نديدند جز اينكه از اباقا يارى طلبند و دفع بيبرس را بخواهند . اباقا فرمان داد كه سردارى مغولى و معين الدين پروانه با ده هزار سپاه به طرف شام حمله بردند . ايشان در سال 669 ه بلاد شمالى حلب را غارت كردند . بيبرس لشكر مغول را به سختى شكست داد تا بدانجا كه معين الدين پروانه و فرمانده مغول در بلاد روم از او تقاضاى صلح نمودند . بيبرس دو تن از امراى خود را براى عقد صلح پيش ايشان فرستاد . در ضمن مذاكراتى كه اباقا با فرستادگان بيبرس مىكرد ، چنين فهميد كه منگو تيمور پسر بركاى خان پادشاه دشت قپچاق كه مانند پدر آئين اسلام داشت با بيبرس دست يكى كرده و اين دو پادشاه هم‌كيش كمر دشمنى با اباقا بربسته‌اند . اباقا سفرائى پيش بيبرس فرستاد و از او خواست كه سنقر الاشقر را بدربار ايلخان روان دارد . ولى بيبرس به اين پيشنهاد پاسخ مساعدى نداد . سپس در جنگ بيره در 671 هجرى كه در كنار فرات رويداد ، لشكريان اسلام اردوگاه مغول را گرفتند و شكست سختى به ايشان دادند .
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 108 | محمد جواد مشكور