تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 107

مساهمون:

صمقدمه ١٠٧
پس از آن به رياست توقات و ارزنجان رسيد . در سال 1256 م منصب پروانگى يافت كه معادل نخست وزيرى امروز است . او از دوستان نزديك بايجو سردار بزرگ مغول در آسياى صغير بشمار مىرفت . در زمان هلاكو كه سلطنت سلاجقهء روم به دو قسمت شرقى و غربى تقسيم گرديد ، معين الدين پروانه ، پروانگى قسمت شرقى را داشت . ادارهء امور دولت سلجوقى را مغولان كلا بدست او سپرده بودند . حتى منصب قضا و حكومت شرعى نيز در دست او بود . در اين ميان ركن الدين قليج ارسلان كه با پروانه راه خلاف مىسپرد به اشارهء وى مسموم گشت و بمرد . معين الدين پروانه ، پسر خردسال او غياث الدين را بر تخت سلطنت نشانيد . اما در حقيقت كارها همه در دست پروانه و حاكم مغول بود .

غياث الدين كيخسرو سوم ( 663 - 682 ه ) . 1264 - 1283 م .

چون پادشاهى خردسال بود كارها بدست پروانه اداره مىشد ، در اين زمان ايلخان مغول در ايران اباقا خان پسر هلاكو بود . بين اباقا و بيبرس پادشاه مملوك مصر اختلاف بود . پس از مرگ هلاگو ، پادشاه مصر يعنى الملك الظاهر بيبرس بندقدارى با لشكرى عظيم از مصر به شام آمد و در سال 664 ه آن بلاد را تسخير كرد و به حدود ارمنستان صغير كه مشتمل بر كيليكيه و نواحى مجاور آن باشد رسيد . پادشاهى ارمنستان صغير در اين تاريخ بدست هيتوم ارمنى بود . هيتوم بدستيارى خانان مغول در هنگاميكه مسلمانان گرفتار جنگهاى داخلى و صليبى بودند قدرتى بهمرسانيده و مقدارى از اراضى مسلمان‌نشين اطراف قلمرو خود را مسخر كرده و پايتخت او شهر سيس يكى از بلاد معتبر شده بود . بيبرس از هيتوم خواست كه بلاد مسلمين را تخليه نمايد و با دادن خراج راه تجارت با ارمنستان صغير و شام را مفتوح سازد . چون هيتوم به اباقا خان متكى بود ، زير بار قبول اين تكليف نرفت . لاجرم لشكريان بيبرس به ارمنستان حمله بردند . هيتوم كشور خود را رها كرده براى استعانت از اميران مغول كه در آسياى صغير اقامت داشتند به آن سر - زمين شتافت . بيبرس و سركردگان او سراسر كشور هيتوم را تحت استيلاى خود گرفتند ، و تورس
Toros
پسر هيتوم را با يكى از برادران او كشتند و پسر ديگرش ليفون يا لئون
Leon
را اسير گرفتند و بسيارى از كسان و فرزندان برادرش را بقتل آوردند . هيتوم به زحمت زياد لشكرى از مغول و سلاجقهء روم گرد آورد و به كيليكيه آمد . ولى چون مسلمانان رفته بودند و بلاد او ويران شده بود كارى از پيش نبرد . چاره‌اى نديد جز آنكه نسبت به بيبرس از در عجز درآيد و به التماس استخلاص پسر خود لئون را از او بخواهد . بيبرس در پاسخ اين استدعا به هيتوم پيغام داد كه غرض ما از دست‌اندازى به ارمنستان استخلاص يكى از دوستانمان شمس الدين سنقر الاشقر سمرقندى است ، كه در حلب به اسيرى گرفته شده و الان در نزد مغولان است . اگر هيتوم مىخواهد كه ما لئون پسر او را
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 107 | محمد جواد مشكور