از مردم بيگناه آن نواحى را كشتند و بسيارى از بلاد را ويران و اميران و رجال و قضات و علما را مقتول كردند .
اباقا ، پروانه را در آغاز مورد عنايت قرار داد و خشم خود را نسبت به او ظاهر نساخت و او را با خود به اردوگاه آلاطاغ آورده در حضور سرداران خويش محاكمه كرد . ايشان بر او سه گناه ثابت كردند : نخست آنكه از پيش دشمن گريخته ، دوم آنكه اباقا را پيش از لشكركشى بيبرس مطلع نكرده ، سوم آنكه پس از شكست ابلستان پيش اباقا نيامده . در همين ضمن فرستادگان اباقا كه نامهء او را پيش بيبرس برده بودند رسيدند و گفتند كه ايشان چنين شنيدهاند كه اساسا لشكركشى بيبرس به تحريك پروانه بوده . اباقا قصد قتل پروانه را نداشت ولى فرزندان تودون نويان و زنان داغديدهء مغول پيوسته ايلخان را به كشيدن انتقام تحريك مىكردند تا اينكه سرانجام اباقا يكى از اميران خود را مأمور قتل پروانه و 36 تن از كسان او كرد . امير مزبور همه را بكشت و مغول جسد پروانه را قطعهقطعه كرده و در ديگ پختند و براى تسكين حس كينهجوئى تكهاى از آن را خوردند . از آن جمله اباقا نيز پارهاى از آن را با غذا تناول فرمود . « 1 »
غياث الدين كيخسرو سوم - بعد از مرگ پروانه ، غياث الدين كيخسرو سوم كه فقط پانزده سال داشت قدرت را بدست گرفت . اتابكان و امراى ترك مرگ پروانه را مغتنم شمرده سر برداشتند و در هر گوشهاى دم از استقلال زدند . حتى پسران پروانه نتوانستهاند در سينوپ ، و فرزندان وزير صاحب عطا نتوانستهاند حكومت خود را در افيون قرهحصار ادامه دهند .
در اين زمان محمد بيك از طايفهء قرامان قيام كرده جمرى نامى را بسلطنت برداشت .
سالها بين آنان و طرفداران غياث الدين جنگ ادامه داشت تا اينكه محمد بيك در جنگ كشته شد و جمرى نيز در نبردى ديگر اسير گرديد . او را كشته پوستش را كندند و با كاه انباشتند .
ولى درين هنگام ، عثمان پسر طغرل كه رئيس طايفهء تركان عثمانى بود قدرتى بهمرسانيده و بيزانسىها را در سال 680 ه ( 1281 م ) شكست داد .
كيخسرو سوم او را مورد عنايت خود ساخت و به لقب اوچ بيك
Uch . Beg
كه بمعنى مرزبان است مفتخر ساخت . و به وى طبل و پرچمى از موى اسب بخشيد كه داراى پردهاى مستطيل و سرخ بود و بر آن نقش هلال سفيد رسم گرديده بود . و اين پرچم بعدها درفش عثمانيان گرديد .
در زمان غياث الدين كيخسرو سوم بعد از مرگ پروانه كيغاتو ( كيخاتو ) از طرف ارغون خان برادرش بفرمانروايى آسياى صغير رسيد . بعد از مرگ ارغون اكثر امراى
هامش
( 1 ) . تاريخ مغول عباس اقبالClaude Cahen , P 280 - 292