تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤
به اردوى معلى فرستاد ، در دار السلطنهء فرح‌آباد به‌نظر اشرف درآوردند در ساعت به خلعت شاهانه و حكم طلب و مبلغى به رسم خرجى راه سرافراز فرموده ، ملازمان بنده را خلعت داده ، روانه نمودند . اين حكم به محلى به فراه رسيد كه آتش فتنه بلند شده بود و هرروز ابليسان پرتلبيس آنجا وسيله‌اى مىانگيختند و جنگى با گروهى از ملازمان و سيستانيان كه در فتنه‌طلبى ثانى شعله و خس‌اند بنياد مىنهادند . اين نه حكم طلب بود ، نويد جان‌بخشى بود ، مژدهء نزول فردوس بود . به تاريخ هفدهم شهر رجب از منزل و مقام [ فراه ] رخت به منزل نو كه در باغ حوضخانه طرح شده ، كشيد . چند روز آنجا بود و غرهء شعبان به قريهء پنج جفت گاو رفته ، چند روزى آنجا بوده ، دهم شعبان عزيمت نمود و يك روز در اسفزار فردوس آثار بود ، در منزل خواجه مير - محمد كلانتر ، [ از ] آنجا متوجه هرات شد . شب پانزدهم شعبان كه جميع شهر به مير شهيد جمع بودند داخل شهر شد و آن جمع را تماشا كرد و به منزل سيادت پناه آصفى امير سيد على نزول نمود و مدت چهارده روز در هرات به صحبت نواب مرحوم حسين خان به سر برد . و در آن ايام بيمارى ، از آمدن بنده خوشحالى تمام نموده ، اندك عارضهء كلفتى كه ميانهء آن خان نازك مزاج و پسر رشيدش حسن خان به‌هم رسيده بود ، به زلال نصايح و اعتذار از لوح خاطر آن بيمار گله‌مند شسست . چون اضطراب رفتن داشت از خدمت آن بزرگ صورت و معنى مرخص شد و وداعى نمود كه داغهاى قديم بر دل مجروح تازه شد ، چه يقين بود كه كار آن بزرگ صورت و معنى به آخر رسيده ، منزل به بهشت جاودان خواهد نمود و اول رمضان اتفاق [ 213 ] غوريان دست داد . مدت چهارده روز در آنجا روزه داشت و از صحبت كثير المسرت آصف زمان جلال الاسلام و المسلمين وداع نموده ، يلغار نمود كه شب نوزدهم كه شب ليلة القدر است خود را به روضهء طيبهء مشهد مقدسه رساند . بخت يارى و طالع مددكارى نمود . در همان‌شب به مقصد رسيد و تا آخر رمضان در آن روضه به عيادت مشغول بود . از صحبت حضرت مخدومى امير معز الدين محمد
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 514 | شاه حسين بن غياث الدين محمد / منوچهر ستوده