عليقلى خان ديوان بيگى به جانب گرجستان برده [ بود ] رسيد . اين خبر موجب ملال خاطر اشرف گرديد . جميع اكابر و امرا زبان به نصيحت بنده گشودند كه بواسطهء مطلب و حكومت مكران درين يساق از موكب همايون جدا مشو .
بنده نيز به همراهى موكب همايون از جانب اشرف به صوب گرجستان روانه گرديد . و تمامى ممالك مازندران و گيلانات را سير نموده در آن عبور شكار زنگل واقع شد . در هرشكار در نظر اشرف كماندارى كرد . از آنجا به راه قزل آقاج به جانب مغان رفته ، به ساحل رود ارس عبور فرموده . چون ساحت مملكت قراباغ مخيم [ 211 ] سرادقات جلال گشت ، تمامى قشون و لشكر قزلباش جمع شده بودند ، به گرجستان رفته كوهستان و مسالك و ممالك سلاطين عيسويه « 1 » را گرديده ، الكاى گاخت را خراب ساخته ، مردم را قتل و غارت نمودند . صدسقناق گرفته شد كه وصف آن قسم كار به گفتن درنيايد .
قرب شصت هزار كافر به جهنم رفت و دويست هزار زن جوان و دختر نورسيده و پسران نيكوشمايل و اطفال شكيل بدست غازيان اسير گرديد و صد هزار اسير ديگر از جانب كوه البرز جماعت لزگى به اسيرى بردند و به حوالى شيروان آورده ، فروختند . بعد از چنان فتحى به جانب كارطيل آمده ، آن بلاد را آباد كرده ، قلعهء تفليس كه به زبركوهى است و هفت حصار بر بالاى يكديگر دارد و بيست چشمه آب گرم از بالاى كوه روان است ، استحكام داده ، بگرات ميرزا [ را ] بجاى پادشاهان قديم گرجستان بر مسند خانى نشانيده به خطاب عمى سرافراز فرمودند و از آنجا به جانب ييلاقات چخور سعد به حركت آمد .
جميع اسير و سپاهى اردوى معلى را بعراق و آذربايجان فرستادند و متوجه ييلاقات شدند و بمرور ايام ييلاق اگريچه و آقمثقال « 2 » تا ساحل درياى گوكجه را گرديده . چون محمد پاشاى وزير اعظم با جنود نامعدود روميه كه قريب به چهار صد هزار كس بودند ، به حوالى ايروان نزديك شدند ، عرض لشكر ديده قرچقاى « 3 » بيك اسپهسالار ايران را با امام قليخان بيگلر بيكى فارس و
هامش
( 1 ) - در اصل : علويه .
( 2 ) - در اصل : المعان .
( 3 ) - در اصل : قرچغتاى .