تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
مكرر گنجعلى خان كس بپرسش فرستاد و انواع ادويه فرستاد . چون خبر قوت « 1 » فقير به سيستان ميرسد ، نواب ملك دو كلمه عيادت‌آميزى كه از تب‌لرز ، استهلاك او زياده بود نوشته ، مصحوب بلوچى از نوكران رئيس قنبر رامرودى فرستاد . چه‌گويم چه الطاف در آن نامه مندرج بود ! نمىدانم در جواب چه نوشتم . و بعد از چند روز فرزند ملك يحيى تشريف آورد و جمعى از خدمتكاران كه بيمار بودند ، به سيستان و فراه فرستاديم و لشكر سرحد را جمع نموده ، متوجه مكران شديم . چون اتفاق خاش واقع شد ، شاهقلى سلطان گيل ، كتابتى فرستاد كه بلوچ لاشارى لشكر جمع‌كرده ، تمامى قلاع طوران و شهر دراز را گرفته‌اند و مدد گنجعلى خان از كرمان و كومك ملك الملوك از سيستان به ما نمىرسد ، از شما مدد مىخواهم . همان لشكر حاضر را به سركردگى امير سهراب پسر امير افضل و چند نفر از نوكران خود به جانب فهل فرستاد . بعد از يك هفته چهل هزار گوسفند و هزار شتر به‌دست لشكريان افتاد . دو قلعه را مفتوح ساخته ، به شاهقلى سلطان سپرده ، متوجه حضور شدند و التماس كردند كه چون لشكر از ارتحال « 2 » و تردد پريشان شده‌اند ، ده روز فراغت نموده ، متوجه مكران شوند . در اين اثنا محمد تقى گيلانى كه نويسندهء اين‌جانب بود ، رسيده ، خبر آوردن ملك محمد به دزك رسانيد و به مير مذكور نامه نوشته بودند ، مشتمل بر اظهار محبت و عذر تقصير و شدت بيمارى خود قيد نموده بودند كه ده يوم ديگر به‌حضور مىرسم . فقير اعتماد بر قول ايشان نكرده ، متوجه دزك شد و تا چندروز در آنجا بوده ، همه‌روزه ملك يحيى و جمعى را تحصيلدار ايشان ساخت تا ايشان را بيرون آوردند . دويست نفر از كدخدايان جزو كل مكران و سى نفر [ 210 ش ] خانه كوچ با جمعيت بسيار و تحف و پيشكش بيشمار بيرون آمدند و تا به خاش [ و ] سرحد رسيدند . در آن مقام ملك جلال الدين تب نمود ، التماس بودن دو سه روزه نمودند .
هامش
( 1 ) - چون تحصيل قوتى نمود ( ص 508 همين كتاب ) ( 2 ) - در اصل : لشكر اينحال .
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 507 | شاه حسين بن غياث الدين محمد / منوچهر ستوده