تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
تقرب نمودند و چند نفر از غلام و نوكر به رحمت حق پيوستند . امير محمد و ملك [ ميرزا ] و امرا شرايط مهربانى به جاى آورده قريب به سه هزار لارى و چند سر اسب تصدق نمودند . بعد از يازده يوم عرق صحت نمود . چون ارادهء بيرون آمدن نمودند ، يكى از ملازمان ايالت‌پناه گنجعلى خان به امير شاهى ميرآخور مير محمد كه از اردوى معلى مىآمدند ، بر سيد . حكم استمال جهت ايشان آورده بودند كه از روى اميدوارى به رفاقت ملك شاه حسين و مير محمد متوجه شوند . و اگر ملك نتواند آمد و موانع داشته باشد ، برادر كوچك ملك جلال الدين را روانه نمايند . امراى مكران كه بحليهء حيله آراسته و پيراسته‌اند ، همين نوشته را سند ساخته ، هجوم نمودند كه اگر ملك ميرزا و مير محمد ميرود ، خلل كلى به مهام مكران زمين دست مىدهد . چون قدوه و بزرگ و امير الامرا ، امير محمد است و با شما مىرود . ملك جلال الدين را رفيق سازيد و از رفتن ملك بگذريد . [ 210 ] ملك ميرزا ناچار از رفاقت ماند و ملك جلال الدين و جمعى از ميرزازاده‌ها 203 متوجه دزك شدند و امير محمد چهل روز مهلت خواست كه از عقب متوجه گردد . چون از كيچ منزلى بيرون رفتم ، تب‌لرز قديم پا به عرصهء وجود نهاد « 1 » . مدت يك ماه ، يك روز در ميان مىگرفت و يك ماه ديگر هربه دو روز . در خدمت خان دين افتاده بود [ كذا ] و سه ماه ديگر متوالى بود و مير محمد نيز در كيچ بيمار شد . چون بودن حقير به دزك و جالق به چهار ماه كشيد ، بيعلاج جهت تغيير آب‌وهوا به جانب سرحد سيستان رفت . مردم سرحد از خوف قلع و قمع ملك سيستان به كرمستان ترك [ كذا ] مجتمع شده بودند ، با لشكر عظيم استقبال نمود به خاش به‌حضور رسيدند . ايشان را نيز مخلع نموده ، استمالت داد . صد خانوار مردم به اتفاق امير عارف ولد امير عبد العلى و چند نفر ميرزادهء ديگر از سرداران مير عبد العلى همراهى نموده ، بقريهء تمندان نزول شد . سه ماه در آنجا نزول و توقف شد و بيمارى رو به صحت آورد . در آن ايام
هامش
( 1 ) - در اصل : نهادند .