تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
گرجستان موافقت نمود ، خدمت او مستحسن است و دانسته خواهد بود . به هرحال در آن سفر ،
كمر خدمتش به جان بستم * جان كمروار بر ميان بستم
و باعث بر آن نوازش آن بود كه پيوسته الكصندل خان « 1 » ، حاكم گاخت ، كمر مطاوعت و متابعت شاه جنت مكان بر ميان جان بسته ، نيكو - بندگى مينمود و چون مجددا طهمورث نبيرهء « 2 » او به تربيت و حسن سعى نواب كامياب ، صاحب افسر و اورنگ ممالك گرجستان گاخت گرديده بود ، آثار نادولتخواهى از او ظاهر شد بالوارساب خان « 3 » نبيرهء سيمون « 4 » ، حاكم كارطيل موافقت عهد بسته ، به اتفاق يكديگر اظهار تمرد نموده بودند . تنبيه آن طبقهء كفره بر ذمت همت پادشاهانه و ناموس ملت احمدى لازم نمود . چند روز در كنار قراچاى توقف فرموده ، بگرات ميرزا پسر داود « 5 » خان گرجى را كه از قديم در ظل اين دولت ابد مقرون تربيت يافته بود ، نزد او به نصيحت فرستاد . طهمورث مادر و پسران خود با شصت نفر ازناور از ازناوران نامى به خدمت اشرف فرستاد و التماس نمود كه هرگاه موكب همايون از اين مقام مراجعت نموده ، به صوب قراباغ رسد ، به خدمت مشرف شود ، اين معنى موجب زيادتى غضب گرديد . مادر و پسران او را نگاه داشته ، ازناوران كه رأس و رئيس كفره و دلاوران آن قوم ايشان بودند به جانب او مرخص نمود كه شما به كثرت لشكر و استحكام جزاير و سقناق مغروريد ، خوش باشد . ما نيز به قصد قمع‌وقلع شما آمديم . [ 208 ش ] و اردوى معلى كوچ نموده از درهء قسق به الكاء قسق كه از بلده ز كم تا كوه مروقت طول آن ولايت است و از دامن كوه تا كنار آب قانق همه جا قريه و مزارع و قصبات واقع است و عمارات عالى و كنايس و كليساهاى رفيع دارد ، درآمدند . و اول ظهر به كليساى عالى كه برفراز كوه واقع بود رفته ، چند سنگ از شرفات او بدست انداخته ، خاج
هامش
( 1 ) - الكسندر خان پسر لوند خان ( عالم‌آرا . ) ( 2 ) - طهمورث خان ولد داود خان ( عالم‌آرا ) ( 3 ) - لوارصاب ( عالم‌آرا ) . ( 4 ) - سمايون خان ( عالم‌آرا ) . ( 5 ) - بگرات ميرزا ولد داود خان ( عالم‌آرا ) .
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 502 | شاه حسين بن غياث الدين محمد / منوچهر ستوده