سرورى گر بكام شير درست * رو طلب كن ز كام شير برآر « 1 »
ماحصل كلام آنكه ، به تاريخ هفدهم شهر شعبان سنهء اثنى و عشرين و الف از قصبهء فراه به عزيمت اصفهان بيرون رفت . مدت ده روز از ماه مبارك رمضان در قريهء تغاب « 2 » قاين به مزار مير نعمت الله رضوى توقف نمود و از آنجا به قريهء خوسف به منزل استادى علامى مولانا محمد شريف شنونى رفته دو روز به حضور موفور السرور آخند مذكور كه فى الحقيقة « 3 » مربى و استاد فقير بود ، به سر كرده ، جناب مشار اليه چند فرسخ به مشايعت فقير آمده ، وداع نمود . گويا بر آنجناب ظاهر بود كه ملاقات جسمانى دست نخواهد داد و پس از چند روز در عراق خبر فوت آن زبدهء فضلا مسموع شد . پس [ از ] چند روز طى مراحل از راه طبس اتفاق بيابانك واقع شد . در آنجا خبر رسيد كه نواب اشرف شاهى از [ 208 ] دار السلطنهء اصفهان به شكار نائين و كوپا و اردستان بيرون آمدهاند ، يحتمل كه تا كاشان روند . به اين خبر متوجه صوب دار المؤمنين كاشان گرديد . چون اتفاق دست داد ، موكب همايون به قزوين رفته بود . پس چند روز توقف كاشان به قزوين شتافت .
مشخص شد كه شاه آگاه ، عنان يكران به صوب گرجستان منعطف خواهند فرمود . ارادهء توجه داشت كه از عقب اردوى معلى متوجه شود كه بيمارى حادث شد . پانزده روز توقف واقع شد . پس از وجدان اندك قوتى ، متوجه دار الارشاد اردبيل گرديده ، به سعادت زيارت مشاهد مشايخ صفويه عليهم - التحية و الرضوان مشرف گرديد و از آنجا به راه ارشه و ساحل رود ارس به قراباغ رسيد و از آنجا به گنجه عبور نموده ، از آب كر گذشته پس از طى چند مرحله به كنار دجلهء قراچاى من اعمال گرجستان ، به اردوى ظفر اثر پيوسته ، به سعادت پاىبوس نواب اعلى مشرف گرديد . استفسار حالات فرموده ، نوازشات فرمودند ، چه مكرر به زبان آوردند كه هركس با من به غزو كفار
هامش
( 1 ) - شعر از حنظلهء بادغيسى است و چنين است :مهترى گر به كام شير درست * شو خطر كن ز كام شير بجوى .( 2 ) - تيغاب ده از دهستان پس كوه بخش قاين شهرستان بيرجند ( فرهنگ جغرافيائى ايران ج 9 ) .
( 3 ) - در اصل : مذكور شد فى الحقيقة .