نمودن و ضبط محصولات حصهء قندهار و استمال افغان و هزاره و متفرقهء سيستانى آن مملكت و هرسه شب يكشب به كشيك سيبه و در شب كشيك خدمت آن بزرگ قوم و جاسوسى طبايع ترك و تاجيك نمودن ، در باب دوستى و دشمنى ايشان و حفظ ظاهر ايشان كه شمهاى از اين معنى در حالات ايشان نوشته شده . چنانچه حمزه ميرزا ، باوجود صغر سن تحسينم مىداد كه اى عمو شما هندوى هزار دستايد كه در قصهء حمزه ميخواندند . باوجود اين خدمت ظاهر و اعتقاد صافى باطن همهروز ملك شاه حسين ملك على كه به سمت دامادى ملك معظم مشرف بود ، يك شب سيبه رفتن به كشيك او مقرر بود و در آن محل بسيار محل اعتماد و منظور نظر ملك بود . كس به قلعهء قندهار ميفرستاد و به سود او معاملهء مأكولات مىنمود و هركس از قلعه بيرون مىآمد چون او صاحب نام و نشانى نبود بهعلت گمنامى نزد امراى قزلباش نام من مىبرد و چون اين حكايت نزد اسمعيل خان گفته مىشد خان مذكور مىگفت « هرگز اين عمل از فلانى واقع نشده ، در اين سرى است . » و ملك شاه حسين ملك على ، درميان قزلباش معروف نبود . باوجود اين امر عقلاى قزلباش كه آدمشناس بودند قبول اين معنى نمىكردند و نواب ملك دانسته مىخواست مرا به شركت اسمى جهت خاطر داماد خود معيوب و حرام نمك پادشاه شيعه بيرون آورد و مكررا تعرض غايبانه به قاضى محمد امين نجفى كرده و قاضى مزبور سوگند ياد نموده كه اين معنى از ملك شاه حسين ملك غياث بهوجود نيامده و بقاضى تعرض نموده تا ملك شاه حسين با شرنگ سخنان منازع شده و كچهكل كرده « 1 » و اين معنى به خدمت اسمعيل خان رسيد .
مرا طلب نموده ، جشنى ترتيب داده ، به شكرانهء رفع تهمت و ظهور حقيقت اين فعل نسبت به قائل مسرتها نمود . نواب ملك هنوز از اين معنى استبعاد مىنمودند و نسبت اين فعل لئيم به شخص ذميم نمىدادند و مرخصى خاطرشان چنان بود كه مردمى كه ممدوح آن معركه بودند به اين خست مشهور شوند .
هامش
( 1 ) - كچهكل كردن : كنايه از ظاهر شدن و فاش گرديدن چيزهاى نهانى باشد . ( برهان قاطع ) .