تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
سيم - چون [ از ] سفر قندهار به سيستان آمدم و سيستان را نسق نموده ، آبادان ساختم و مالوجهات سيستان را محل به محل جهت آمدن ايشان ضبط نمودم و دو هزار خروار غله به قيمت خروار پانصد دينار از وكلاى گنجعلى خان كه حاكم يك سال قبل از اين واقعه بود خريدارى نمودم ، آن غله بعد از سه ماه خروارى سه هزار دينار شد و ديگر منافع به‌هم رسانيده ضبط نمودم . و باوجود پريشانيها يك دينار ايشان را تصرف نكردم و محل آمدن لب به تحسين بگشودند و جمعى كه كفايت مرا ضايع ساخته بودند و يك دينار و يك‌من بار جهت ايشان نگذاشته بودند متعرض نشدند و در تصرف منافع سيستان از اصل و فرع و كثير و قليل چنان گرم شدند كه در مدت دوازده سال نگاهى به جانب دوستان نكردند و مطلقا در فكر حصه و سهم جمعى كه در نكبت شريك بودند در دولت دور كرد [ ه ] شدند نيفتادند . از همه بالاتر و والاتر آنكه در محل يساق مرو و بلخ و ديگر ترددات بيشتر از همه‌كس [ به بنده ] تكليف مىكردند . جمعى از احشام ايل كه سالها به سند مير تيمورى متعلق به بنده بود ، از بنده گرفتند و به آن قليل مضايقه كردند . هرساله قريب به سيصد تومان خرج يساق ايشان مىكردم و پنج تومان مال مردم كه داده بود به من مضايقه كردند . چهارم - وقتى كه فقير را از اردوى معلى به جانب قندهار فرستادند . محل احكام ايالت و سيورغال تصديق فرموده ، جميع املاك مرا به سيورغال برادرم گذرانيدند و در سوابق سوالف ، خدمات من و يك‌جهتىها و جان - سپاريها ياد نكردند . پنجم - در معاملهء محاصرهء قندهار كه حواس ظاهروباطن من متوجه صلاح حال خيريت مآل ايشان بود ، روزها اوقات من صرف انشاء كتابات اردوى معلى و محاكمات ديوان ايشان و عرض لشكر و دادن مرسومات يوميه سيستانيان و رفت‌وآمد مهمانان و دمبدم به سيبه‌ها رسيدن و احيانا به جانب مزارسنگ كه هرنماز عصرى جنگ بود رسيدن و يكه‌تازى و جان‌بازى [ 204 ]