تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
مده راه نمام و صاحب غرض * كه آرند بيرون ز جوهر عرض

سفر نهم رفتن به قندهار به رفاقت ملك الملوك و امراى نامدار به تسخير آن ديار هميشه بهار

چون در شهور ربيع الاول سنهء اربع و الف ، پادشاه معظم جلال الدين اكبر پادشاه ، وفات يافت و در سدحد 196 قندهار فتور راه يافت و سابق از اين خبر ، حيدر سلطان سياه منصور ، ارادهء خلاف شاه بيك خان در خاطر داشت و با امراى نامدار خراسان راه آشنائى مفتوح ساخته بود و شاه بيك خان او را در سرحد هيرمند آب و زمين داور جاى داده بود ، كه در برابر محمد زمان سلطان ، حاكم قلعهء بست كه حقيقت حال او و سپردن قلعهء بست به او قلمى شده [ بايستد ] . به وقوع اين حادثه حيدر سلطان با والى قندهار يكرو كرد و حاكم قندهار با كمال عجب و تكبر برداشت اين امر نتوانست نمود . با جمعى متوجه دفع او شد و حكم به يرش قلعهء او كرد و خود نزديك به برجى كه حيدر سلطان در آن برج بود ، آمده ، ايستاد . حيدر سلطان تفنگى انداخته ، تفنگ بر دست شاه بيك خان آمده ، جمعى از ملازمان ، آن خان نامدار را از كارزار بكنار مىآورند و لشكر او رو به قندهار نهاد . آن شجاع دلاور نيز منكوب و زخمى به جانب قندهار رفت و چون حيدر سلطان دم از آشنائى و دوستى زده بود ، ملك ملك نيمروز و خان فراه به يلغار به قصد جنگ جغتاى و كومك او متوجه شدند . چون به گرمسير رسيدند ، امراى گرمسير و سادات عاليدرجات آنجا كه همواره طالب جنگ و نزاع بودند خصوصا مير زين العابدين و سيد حسين كه منازعهء گرمسير چنانچه سابقا ذكر شد جهت خاطر ايشان واقع شد ، ملك معظم و خان عاليشأن اسمعيل خان و بيرام سلطان شاملو و مخلص و مصطفى بيك نجم ثانى را به سخن نگذاشته ، به قندهار بردند . چون از گرمسير رفتند ، ملاحظهء لشكر نموده ، قريب به ده هزار كس جمع آمده بودند ، با آن لشكر محاصرهء قندهار نمودند . با آنكه بيست هزار