و اگر ميل وطن خود دارند يكى از اقوام خود كه اعتماد بر كاردانى او باشد فرستند تا به رفاقت او ايلچى نزد والى توران فرستيم و سيستان را از او طلب نمائيم . او را با ما مضايقه نخواهد بود . بعد از آن به شما سپاريم .
همانروز كه اين حكم و نوشته از هندوستان رسيد مسرعى از سيستان آمده ، خبر اجتماع لشكر نيمروز به دور قلعهء ترقون آورد و عرايض مردم سيستان رسيد كه شما منت كومك جغتاى مكشيد . بعد از استماع خبر هند ، اين نويد را فرج بعد الشدة دانسته ، به مراجعت سيستان مصمم گرديد .
مدت دو ماه در آن بلده به سير مشغول بود و از مردم خوب به مولانا حسين قاينى ملاقات واقع شد . مشار اليه در مشهد مقدس و بخارا و هندوستان مدت چهل سال به تحصيل علوم گذرانيده بود و از اجلهء فضلاى زمان بود . و [ 192 ش ] از مردم اهل خواجه ميرك حسين درخمى [ ؟ ] و محتشم ، پسرش و مير قاسم محتسب و مولانا محمد امين يزدى « 1 » كه او نيز از فضلا بود ، در آن اوان به ملاقات ايشان مسرور شد و از طبقهء جغتاى درويش محمد سلطان بود كه اهل مجلس همايون پادشاه بود و او را مير عدل قندهار نموده ، فرستاده بودند و ميرزا تيمور خان هزاره كه او نيز [ از اهل ] مجلس پادشاه بود و شطرنج خوب مىباخت و پيرى تمام تمكين است ، در كمال فراست و عقل و تجربه .
بعد از رسيدن آن اخبار نوشتههاى سپاهيان سيستان را به خان قندهار نموده ، عذرخواهى ايشان نموده ، وداع كرده ، به جانب سيستان مراجعت نمود و در اثناى راه ، خبر رفتن ملك معظم به عراق استماع نمود و چون به قلعهء ترقون آمد ، رقعهاى به خط ملك معظم رسيد كه ما ناموس و مردم خود به اميد قومى شما گذاشتيم ، قلعهء خود و اقوام خود چنانچه ميدانيد محافظت نمائيد . در آن اوان ملك محمودى در قلعهء فتح نزول داشتند .
مدة السفر چهار ماه بود و طى مسافت صد و سى فرسنگ چون شرح احوال آن زمان به ملاحظه نوشته شده ، محتاج به تكرار نيست .
هامش
( 1 ) - در اصل كلمهء « يزدى » نقطه نداشت .