تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
رأى زدن و انديشهء مملكت‌مدارى مشغول شدند و در باب حكومت ملك محمودى كه اكبر اقوام بود حرفها زدند و در باب ملك على بن ملك اسحق نيز كنگاش كردند . ملك محمودى خود به اين امر همداستان نشد و با ملك على نيز راضى نگشت و گفت ملك محمود را بنابر حكومت سيستان به درجهء شهادت رسانيدند و اين معامله اكنون حق پسر اوست . چون در آن اوان ملك معظم را بيمارى صعبى بود بعد از صحت به مسند بزرگى نشست . باوجود كبر سن ، جهت حفظ دولت بمرتبه‌اى در مقام ادب و عزت ملك معظم غلو نمود كه همگى از امثال ملك‌زاده مثل ملك على و ملك محمد ولد ملك على شاه ابو سعيد و ملك محمد [ ملك ] قباد و ملك ولد و ملك ابو الفتح مظفر و ملك شاه حسين ملك قاسم و بنده و جمعى ديگر به غرض رخصت دخول ديوانخانه نداشتند ، تا مهم سلطنت قرار گرفت و در ماه ذيقعدهء سنهء ثمان و تسعين و تسعمايه ، ملك معظم بر مسند حكومت نيمروز متمكن گرديد . آغاز دولتش با فتور اوزبكيه و نزول پهلوانان و بهادران توران زمين مقارن بود . اوقات عزيز ملكان و ساير اهل سيستان به مدافعهء مخالفان و ترفيه حال آن ملك مروت دثار مصروف بود . سعى ساعيان با خواهش پروردگار موافق و طالعش با مقتضيات فلك و كواكب موافق بود . تا امروز كه يك قرن باشد روزبروز اسباب دولت و جمعيت‌خاطر در تزايد و آرزوهاى دلش در ترقى است و تا خواهش پروردگار بوده باشد چنين خواهد بود .
ابر و باد و مه و خورشيد و فلك دركارند * تا تو نانى به كف آرى و به غفلت نخورى
چون بعضى از حالات اين داعى در تحت اوراق حال ملك عاقبت محمود و ملك [ 191 ش ] معظم تحرير يافت ، اگر در اين مقام كه خاتمهء اين كتاب خير انجام است به آن حالات مبادرت ننمايد معذور است . و ليكن در تفصيل اسفار و نوشتن تجربات و ملاقات اهل علم و فضل و اكابر زمان و مشاهدهء امور مكروهه و مرغوبه و زيارت مشاهد متبركه ، مبادرت مىنمايد . اميد از