تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣

سفر سيم به اتفاق ملك معظم و برادر مكرم رفتن از قندهار به جانب خراسان به عزم ملازمت نواب اشرف اعلى است

به تاريخ غرهء ربيع الاول سنهء سبع و الف ، عزيمت اردوى معلى [ 193 ش ] مصمم گرديد و به سعى والى آنجا به اتفاق اقوام يلغار نموده ، در چمن جام ، دست آرزو به دامن مراد رسيده ، به اردوى معلى ملحق گرديد و به شرف پاىبوس نواب همايون مشرف شد . در آن اثنا فقير را بيمارئى لاحق شد ، از جام تا مشهد مقدسه ، باوجود تكرر شفقت و عنايات شاهى و ارسال خلعتهاى فاخره ، مطلقا خبر از خود و حال خود نداشت . در مشهد مقدسه چند روز بيمارى به صحت مبدل شد . پيش از بيرون رفتن نواب همايون به جانب شكار رادكان ، مجددا تب مفارقت نموده ، عود كرده ، مدت دو ماه ديگر بيمار بود . ملك معظم و برادر همراه اردوى معلى رفتند و بنده در مشهد مقدسه تنها و غريب مانده ، حسب الامر اعلى حكيم محمد باقر معالجهء فقير مينمود . چون صحت ، صاحب ملك بدن گرديد و رنجورى به هزيمت رفت ، بوداق خان حاكم مشهد مقدسه از اردوى معلى رسيد و حكم اشرف با خلعت و اسب ، جهت بنده آورد كه حسب الحكم به جانب قندهار رويد و مردم ملك را و تبع خود و برادر و تمامى مردم سيستان را جمع نموده ، به سيستان آوريد . از مشهد مقدسه رو به جانب هرات آوردم . در آن سفر مولانا عبد العزيز رفيق بود . به هرات رفته به صحبت قوام الاسلام و المسلمين آصف عهد و دستور زمان ، ميرزا قوام الدين محمد كه در آن اوان وزير هرات بود مسرور شدم و ملاقات نواب امير الامراء ، حسن خان دست داد ، از آنجا به فراه آمدم و ملك عبد الله فراهى كه ارشد اقوام فراه بود ، با ملك بايزيد والدش به استقبال آمدند . چند روز در منزل ايشان بودم . از آنجا به اصل قلعهء فراه رفته ، ملاقات اسمعيل خان حاكم فراه دست داد . چند روز به شكار آهو اشتغال رفت . چند روز پس به قندهار رفت و والى قندهار