تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩

خاتمهء تاريخ احياء الملوك در شرح حال مؤلف اين نسخه از تولد تا وقايع سنهء ثمان و عشرين و الف و تجربيات كه در كثرت اسفار ملاحظه نموده

المنة للّه كه به دستيارى بخت‌بلند و طالع ارجمند بعد از اتمام تاريخ احياء الملوك در قصبهء فراه كه بوتهء تجربهء نقد وجود اين قلب ناروا بود در ايام توقف آن قصبه ، چاشنى گونه‌گونه الم و لذت ، طعم نوع‌نوع غم ، مذاق جانم دريافته بود ، به تلافى آن محن ، منشور سعادت ابدى يعنى رقم جهان مطاع شاهى به طلب اين سرگردان وادى طلب رسيد . به نقد ، آن نتيجه يافتم كه از صحبت اضداد خلاصى بخشيد و بتاريخ غرهء ذىقعدهء سنهء سبع و عشرين و الف در دولتخانهء قزوين به عز پاىبوس مشرف شد و در آن ايام بهجت‌افزا بعد از فتح جنود نامعدود روميه كه در آن سال به سردارى خليل پاشاى وزير اعظم به تبريز آمده بودند ، موكب شاهى به دار السلطنهء قزوين نزول فرموده و در اين اثنا ايلچيان عاليشأن از اطراف جهان مثل خان عالم ، از جانب جهانگير پادشاه والى چهاردانگ هندوستان و معتبرى از نزد ملازمان ممالك فرنگ و معتمدى از جانب پادشاه ارس در دار السلطنهء قزوين مجتمع شدند . مجالس عالى و جشنها طرح نمودند . در آن ماه ، ميدان قزوين چراغان بود و چند روز تا شب تحف و هداياى ممالك عالم به نظر همايون مىرسيد . در آن ليالى و ايام تلافى محنت بودن فراه شد و همه‌روزه به سير مشغولى شد و همه‌شب به نظارهء آن بزم كه رشك‌فزاى ايام جوانى تواند بود مىرفت . قضا را شبى از آن ليالى به صحبت كثير الانبساط عمدهء ارباب عز و علا ، قدوهء اخلا و احبا قواما ميرزا مستوفى الممالك بودم . از آنجا بوثاق آمدم