مير حيدر سلطان سپرده ، جهت تنبيه آن كوتاهبين بىعاقبت ، به آن صوب فرستادند . خلف بيك كه به راهنمونى همايون و صوفيگرى همواره در معارك قريب فيروزى بود ، آن راه را به سرعت طى نموده ، اطراف و جوانب قشلاق آن بىسعادت را فروگرفته ، او نيز با مردم خود كه در مردم اويماق بجسارت و دليرى آن طايفه كمطبقه مىباشد ، شروع در جدل نمودند . بارى به يمن دولت ابدقرين ، شكست به ايشان افتاده ، همگى طعمهء تيغ غازيان نصرت فيروزى شدند و اهلوعيال و اطفال ايشان را بهنظر اشرف با سرهاى پركينهء ايشان آوردند و نواب همايون به سعى نواب حسن خان ناموس و عيال و اطفال آن مردم به مير حسين فيروزكوهى و جمعى ديگر از آن طبقه كه لاف دولتخواهى ميزدند بخشيدند و به دولت و اقبال بعد از چند روز ساحت مملكت هرات را مضرب خيام نصرت فرجام فرمودند و آن « 1 » ايام فرح انجام [ را ] به عيش و حضور گذرانيده ، همهروزه به مهمات عجزه و مساكين مىپرداختند .
و در آن ايام خبر فتح هرمز از شيراز به مسامع جلال رسيد و چون بنده از فراه داخل هرات شد ، مجددا ملك الملوك ، شاه ابو الحسن و ملك يحيى برادرزادهء فقير را به دعوى املاك فراه برانگيخته ، وكيل دعاوى مولانا عبد العزيز كه مستوفى ايشان و قديمى ملوك بود نمودند و ايشان با تحف و هدايا و عريضه ، مشتمل بر اين دعوى به خدمت اشرف رسيدند . نواب اشرف كس به طلب بنده فرستادند ، چون بنده به شرف سجدهء اشرف معزز گرديد ، به زبان مبارك آوردند كه چون شما از موسى قلعه به فراه مرخص شديد ، ملك به خدمت آمده ، چنينوچنان عرض نمود و ما چنين گفتيم كه معاملهء شما شرعى است [ 188 ] نه عرفى با نواب صدارتپناه باتفاق هم رفته رفع مجادله نمايند . الحال هرآنچه در حضور نواب صدارتپناه ثابت نمايند تصرف خواهند كرد .
هامش
( 1 ) - در اصل : و در آن .