تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
قندهار كه امراى رفيعه آن‌دفعه نگرفتن آن بلده را از بىامتدادى « 1 » ملك معظم مىدانستند « 2 » بيرون آورند و الحق در اين‌بار نيز اعلى و ادنى قزلباش زبان [ 186 ش ] به شكوه خشونت امير گشوده داشتند و در اين چند روز كه النگ خوپى مضرب خيام عالى است ، مكرر در باب آباد نمودن سيستان به ملك معظم حرف زدند . ملك از روى طرح مىگفت كه از شاه جدا نمىشوم و آبادان نمودن سيستان كار عظيمى است و از من نمىآيد ، مگر شاه دين‌پناه خود ملتفت شده ، سيستان را آباد نمايند و مير نظام و مير محمد قاسم همه روزه در آن درگاه منتظرند كه فرصتى يافته كه حقيقت حالات و طريق آبادى را معروض دارند . و در اول رمضان در آن مقام فقير را كوفت معده و ضعفى به‌هم رسيده بود ، بتوفيق الهى الحال كه روز دوشنبهء هشتم رمضان است روبكمى آورده ، چون غرض ايراد حال ملك و مقدمه و نمونه از حال خود است در شرح فتوحات قندهار اقدام و جرأت نمودن مناسب نيست . الحاصل زمين داور و قلات و ديگر توابع مفتوح گرديد و مردم افغان و هزارهء آن ملك به مسلك اطاعت و رعيتى گردن كشيدند . چون سپاهيان جغتاى ساكن زمين داور راه سخن مسدود و در پيشرو به يلنگتوش « 3 » بهادر كس فرستاده ، به مدد او مستظهر بودند و يلنگتوش « 3 » بهادر نامه‌ها فرستاده بود كه در فلان روز و شب بر سر قزلباش و خسرو سلطان ريگى و مير حيدر سلطان و امرائى كه به محاصرهء زمين داور بودند ، تاختى مىآورم ، بنابراين حركات ناملايم ، اتراك جغتاى زمين داور در حينىكه بيرون آمدند هم در مقام جدال بودند . جماعت پازيكى « 4 » نيز به ايشان درآويخته ، جنگ عظيم واقع شد و قريب به هزار كس از سپاهى و تبع ايشان به قتل رسيدند و مابقى مقيمان قندهار و توابع و ديگر قلاع متوجه هندوستان شدند .
هامش
( 1 ) - يعنى بىامدادى . ( 2 ) - در اصل : ميداشتند . ( 3 ) - در اصل : يلنكرش . يالنگتوش بهادر ( عالم‌آرا صفحات 884 و 941 و 963 و 978 ) ( 4 ) - پازوكى ( عالم‌آرا صفحات 644 و 646 و 799 و 800 و 1089 ) .
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 445 | شاه حسين بن غياث الدين محمد / منوچهر ستوده