تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
و روز پنجشنبه بيستم رجب در كنار هيرمند به حوالى كرسك به شرف سجدهء همايون مشرف گرديد و كوچ بر كوچ متوجه قندهار شد و روز سه‌شنبه ششم به اتفاق ، با چند سوار نواب كامياب به حوالى شهر رفته ، نگاه به برج‌وباره انداخته ، روز چهارشنبهء هفتم بايمن پادشاهانه ، صفوف آراسته ، سه صف تفنگچى سواره و پياده از گوشهء كوه رنحان تاكوه سرپوره كه به طرف شمالى قندهار واقع است به مسافت يك فرسخ ايستاده ، همچنين سه صف ديگر سواره ايستادند و در قلب سپاه كه جاى شاه آگاه بود ، جميع سرداران و آقايان و يوزباشيان و اكابر ايران يسال بسته ، به روشى نزديك قلعه شدند كه نزديك بود كه از آن شكوه كوه لكه از يكديگر فروريزد . چون در بيرون شهر بود ، از ثبات پاى دليران سپاه ايران برجاى بماند و از هم نپاشيد . اهل قلعه و حصار از كور باطنى ، اغماض عين نموده ، در كار خود متحير ماندند . يك هفته حكم همايون شرف نفاذ يافت كه احدى تفنگ نزند و به فكر ترتيب سيبه‌ها شوند . طرف مشرق و شمال شهر كهنه از دروازه نو تا دامن كوه به عهدهء اهتمام امراى ايران شد و طرف جنوبى و بعضى از مشرق به‌عهدهء نواب قورچىباشى و قورچيان شيرشكار قزلباش گرديد و طرف دروازهء ماشور تا دامن كوه چهارسيبه به‌عهدهء اهتمام غلامان و تفنگچيان و اهل كارخانه يعنى : « 1 » زمان بيك ناظر و خلف بيك سفره‌چى و منوچهر بيك ولد قرچقاى خان سپهسالار ايران و داود خان و الله ويردى خان و تقى سلطان و پسند بيك و ديگر تفنگچيان و غلامان خاصه شريفه شد . در عرض هشت روز سيبه‌ها از اطراف از [ 186 ] خندق گذشته بپاى شهر رسيد . چون خاك نرم بود ، به مشقت عظيم سوراخها را به دامن‌هاى برج و بدن قلعه رسانيده . در اين مدت تمامى برجها ازهم فرو - ريخت . و قبل از اين به يك هفته به غلط ، شخصى نزد امرا رفته ، خبر يورش به ايشان گفت « 2 » . جمعى از مردم بى خبر ، محل سحرى به قلعه چسبيده ، مرد
هامش
( 1 ) - در اصل : كارخانه شد . ( 2 ) - در اصل : گفتند .
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 443 | شاه حسين بن غياث الدين محمد / منوچهر ستوده