به اتفاق نواب عليقلى خان كرامتلوى شاملو « 1 » و قورچيان و يوزباشيان به رفاقت نواب سيادت پناه عيسى خان قورچىباشى و غلامان و تفنگچيان به اتفاق داود خان ولد كوچك الله ويردى خان و منوچهر بيك ولد قرچقاى خان سپهسالار ايران با كل لشكريان كه به فراه نزول نمودند و غلهاى كه به سركار خاصهء شريفه در فراه خريده شده بود ، دويست خروار غله رسد بنده بود برات نمودند ، آن غله و مقدار ديگر جهت اقامت اركان دولت به هم رسانيده ، بعد از چند روز ديدن و خدمتكارى اركان دولت قاهره و امراى عراق و خراسان روز پنجشنبه دوم جمادى الثانى به عزيمت استقبال نواب كامياب كه از اصفهان به راه رباطات عنان فتح و فيروزى منعطف فرموده بودند بيرون رفت و روز چهارم ماه مذكور در رودخانهء آبشور به قرب قلعهكاه به پاىبوس مشرف شد و آنروز آنقدر بندهنوازى و ذرهپرورى فرمودند كه رفع كلفت ايام عدم ملازمت شد و اخبار قندهار و اوضاع آن ديار تحقيق فرموده ، به قدر ادراك و انتقال ذهنى ، جوابها گفت ، به سؤال مقرون واقع شد و يك روز كه نواب اسمعيل خان به پاىبوس مشرف شد و جاسوسان به خدمت آورده ، اخبار ايشان موافق گفتگوى [ 185 ش ] اين كمترين واقع بود . از راه قلعهكاه ما بين كوه همهجا در برابر انهار آن موضع نزول اجلال به قلعهء فراه واقع شد .
مجددا درويشانهء از هرقسم دسترس داشت به نظر همايون آورد و بندهزاده محمد مؤمن ، در فراه آن اشياء را بهنظر اشرف درآورد و مابقى بندگان درگاه و مقربان را به درويشانه يادبودى شرط خدمت به جاى آورد . آن لشكر عظيم پيش از ورود موكب همايون بيست و دو روز در فراه بود . نواب كامياب نيز يك هفته در كنار آب فراه رود و باغ كه قريب به قلعه است نزول داشتند و شب پنجشنبه سيزدهم از آنجا عزيمت راه كرده ، متوجه قندهار شدند و تا يك هفته فوجفوج از امرا و لشكريان كوچ مىنمودند . بنده بيست و دوم از كهنه شهر عزيمت نمود و در دلارام به نواب اسمعيل خان پيوست
هامش
( 1 ) - در اصل عليقلى كراملوى شاملو .