تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
بزرگ اردو [ ؟ ] به توهم آنكه حسب الامر اعلى وقوع يافته باشد ، همگى سپاهيان ديوار و برجها چسبيده . چون غلغله در آن سحرگاه بلند شد ، نواب اشرف مردم ضابط فرستاده ، مردم را از آن امر بازداشتند ، با آنكه نزديك به فتح رسيده بود . و اين معنى نيز باعث دل‌شكستگى مخالفان قلعه و عبد العزيز خان و ديگر خوانين شد . القصه روز دوشنبهء هشتم شعبان امان خواستند . از آنجا كه شفقت نواب اعلى بود باوجود اقدام به بىادبى ، قلم عفو بر جرايم ايشان كشيده ، امان دادند . روز دوشنبهء دهم جميع اكابر جغتاى ، از قلعه بيرون آمده به شرف زمين‌بوس مشرف شدند و شام آن‌روز همگى با خلعت‌هاى گرانمايه و كمر شمشير و كمر خنجر وزين مرصع و اسبان تازىنژاد به قلعه رفته ، سه روز مهلت يافته ، روز پنج‌شنبه تمامى با كوچ و مردم خود بيرون آمده النگ زله خان را منزلگاه ساختند و چند روز آنجا بوده ، شتر و اسب و ما يحتاج ايشان را سرانجام داده ، به خدمت هندوستان مرخص شدند . و حيدر بيك برادر شاهرخ بيك وزير قورچى را با تحف و هدايا و كتابت مشعر به تقصيرات ايشان و تأخير در دادن قلعه و ناچار شدن و آمدن و گرفتن به مهر مهر آثار مزين فرموده ، مصحوب او فرستادند و روز چهارشنبهء بيست و هفتم شهر شعبان از قندهار كوچ نموده ، النگ خوپى مضرب خيام نصرت فرجام شد و قلعهء قندهار و آن مملكت وسيع را با اضافهء كرمان و توابع قندهار به ايالت پناه گنجعلى خان حاكم كرمان التفات فرمودند . و در آن ايام التفات بسيار و نوازش بيشمار نسبت به ملك معظم واقع شد ، چنانچه جهت خاطر ايشان به مظنهء آنكه مبادا آزرده شوند ، با راقم اين نسخه به‌دستور معهود در مقام دلجوئى نبودند اگرچه دل بيغل [ و غش ] از اصناف الطاف قلبى شاداب اعطاف و الطاف است ، اما بحسب ظاهر ممنون شفقتى نشد . نمىدانم تكيه بر اخلاص اين صادق العقيده كردند يا آنكه خواستند كه ملك را از انفعال معاملهء قديم