پريشانند [ 182 ش ] و بسيارى از مردم پشتزره و برزره و سرابان متفرق عالماند . پريشانى مردم سرابان بنوعى است كه دو پسر كهتر نقيب محمود كه بزرگ ولايت سرابان است قلندر شدهاند و موازى ده هزار خانه از مردم سيستان به قندهار و گرمسيرات و فراه و هرات زياده ساكنند .
[ حال نقباى زره ]
اما حال نقباى زره چنين است كه جمع كثيرى كه عدد او به گفتن درنيايد ، در جنگهاى اوزبك به قتل رسيدند . و دويست مردم رزمآزماى در ميانهء خود از طبقه زرهى و رئيس شهرك و سربند كشته شدند و ده هزار كس ايشان بدفعات به دست اوزبك كشته شدند . و پنج شش هزار خانه رعيت زرهى اسير طبقهء اوزبكيه گرديد . هنوز در سيستان پنج هزار مرد كار در آن طبقه موجودند و از اكابر نقبا مثل مير حيدر 190 و برادر و چند پسر عمو و نقيب افضل و احمد پسران نقيب جمال شاهى و نقيب قاسم جمعى ديگر از نقباى شهرك و نقيب احمد پسر نقيب رئيس شهركى هستند . و الحال بجزاى خدمات سابق و لاحق به رعيتى اشتغال دارند .
رؤساى رامرود
بعد از فوت رئيس احمد شاه منصور ، پسرش رئيس چارى سركردهء آن جمع بود او نيز بمرد و رئيس احمد پسر رئيس چارى اكنون هشتساله است . رئيس على و رئيس عارف و رئيس خسرو ، جمعى ديگر از رؤساى رامرود هستند و فى الجمله آبادى دارد .
[ رؤساى حوضدار و كندر ]
رؤساى حوض [ دار ] و كندر بسيار كريم بودهاند و در زمان ملوك معزز مىبودهاند و در زمان قزلباش رئيس شادى به خدمت شاه دينپناه برفت و در زمان ظهور ملك عاقبت محمود ، رئيس غلام على كه دم از محبت جعفر -