و مصاحبت بود و اينجا نيز بسيار معزز است و ليكن ملك معظم را نسبت به او لطف حقيقى نيست . مير محمد در شهور سنهء خمس و عشر و الف بجوار رحمت ايزدى پيوست و از او دو پسر ماند : مير ابو القاسم و امير حسن على و مير سيد على در شهور سنهء اثنى و عشرين و الف از ملك معظم رنجيده به اوق آمد و در اوق وفات يافت و از او دو پسر ماند : مير نظام و مير محمودى .
و مير كمال الدين حسين ، اكنون به جاى برادران كلانتر سيستان است و به گفتن اشعار آبدار ، روح نظامى و خسرو را شاد [ مى ] دارد . چنانچه اشعار او در تذكرهء خير البيان ثبت شده و اقوام ايشان از اولاد مير شيخ ، امير سيد محمد [ 181 ش ] جوان شجاع قابل است و پسران خوب دارد . حق سبحانه و تعالى همه را در همهحال به مرضيات الهى مشغول دارد .
ذكر شمهاى از حال ميران مير عبد الله
در تاريخ تصنيف امير محمد امير مبارز كه در اول كتاب ذكر آن شد كه در دبستان فرد چند از او به نظر اين فقير درآمده ، حقيقت حال خود چنين نوشته بودند : كه ملك بختافزون بن ملك اردشير نام شخصى از ملوك قهستان كه الحال در قريهء نوفرست نهارجان جمعى هستند ، به سيستان افتاده و از آبا و اجداد امير مبارز امير همه [ كذا ] كه از امراى قديم سيستان است زن خواسته و در سيستان ساكن شده ، پس از مدتى امير عبد الله بهوجود آمده ، كسى نزد ملك بختافزون مىآيد كه شما را حق سبحانه و تعالى پسرى كرامت فرموده ، در باب نام او هركس حرفى مىزند . شخصى متكلم مىشود كه او را ملك عبد الله نام بايد نمود . ملك مذكور مىگويند كه اغلب اوقات مردم را از حوادث روزگار و [ سوانح ] ليل و نهار حال ديگرگون است و چون ما از وطن خود به سيستان به غربت افتادهايم ، حال فرزند ما معلوم . خصوصا در زمان ملك جبار هرگاه به شهر خود روم ، شاه و شهريار نام كن . او را مير عبد الله خطاب نمود و مير عبد الله كسب فضل و دانش نموده ، صاحب مقامات عليه گرديد و از مير عبد الله ، مير محمد بهوجود آمد . او نيز در علم