تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤

ذكر جمعى از ميران مير سيد احمد [ كه ] در سيستان باقىاند

در زمان بديع الزمان ميرزا ، مير منصور از جملهء اكابر و بزرگان بود و ميرويس برادر او در زمان ملك محمود تا اواسط حال ملك معظم ، كلانتر آبخوران بود و كمال عزت داشت و الحال امير مؤمن و پسر مير منصور به جاى عم و پدر خويش كلانتران بلوك است . مير حيدر امير حاجى محمد مير حاجى محمد پدرش معمائى و صاحب ادراك بود و منظور نظر ملوك بود . پس از فوت او امير حيدر در زمان ملك محمود اگرچه به ظاهر بمنصب قيچاچيگرى مشغول بود اما مصاحب « 1 » بود و دم از وكالت مىزد و نزد ارباب عزت عزيز و مكرم بود و بغايت قابل و رشيد و اختلاط فهم و شعر نيكو گفتى چنانچه شعر او در تذكره « 2 » مسطور است . و در آخر زهد و عبادت او به مرتبه‌اى رسيد كه دامن از مردم درچيد . چون اوزبكيه مستولى شدند و ملوك به قلعهء ترقون جا گرفتند آزار كلى از اوزبك به او رسيد ، رو بروضهء رضوان نهاد . الهى خدا از او راضى باد .

[ اولاد يار محمود ]

چون حال اولاد يار محمود در اول اين نسخه مرقوم شده [ به شرح بيشتر مشغول نمىشود ] حال ايشان آنست كه در طبقهء يار محمود و يار على مير محمد مؤمن و مير امين بزرگ قوم‌اند و مير محمد مؤمن به صفت خوش - طبعى و مطايبه بسيار بسيار معروفست و الحق نمكين گونه‌ايست و رابط [ اش ] با فقير از ايام صبى است . ديگر از طبقات ميران و ياران و اصحاب زراعت و ارباب كفايت از نسل مردمان قديم سيستان مردمى باقىاند : از نقباى مير حسن هنوز در اطراف سيستان و خشكرود جمعى هستند و ياران مارك كه جمع كثير مردم جنگى از آن موضع بيرون آمده ، هنوز هستند . اما بغاية الغايت اصناف مردم سيستان
هامش
( 1 ) - در اصل : مصاحبت . ( 2 ) - منظور تذكرهء خير البيان از تأليفات مؤلف همين كتاب است .