گل را چهرهء دل و جگر خود سازند . بديها را بر خلق روا نداشته ، بر خود پسندند ، نيكيها را به مردم روا داشته از خود دور دارند . مال موروث را حق اخوان دينى دانند و دولت مكتسب را مخصوص ديگران شناسند ، نه چون اژدهاى مردمخوار حقوق مسلمانان و قسمت اخوان و روزى دوستان را به دم دركشند ، يا چون زمين بلع مال قارون نمايند . الله تعالى كه مطلع اسرار خفيه و ناظر ضماير است بر راستى اين گفتار بخشيده ، مدت غربت را بلذت وصول اوطان مبدل سازد . « و افوض امرى الى الله ان الله بالغ امره و قد جعل الله لكل شىء قدرا . » « 1 »
* * * چون قاعده و رسم روزنامچهنويسان و مورخان اينست كه امور كليه را بهرقم مىآورده باشند و راقم حروف ، قلم را آشناى اخبار سيستان ساخته بود بهترتيب اين نسخه پرداخته ، چنين به خاطر فاتر رسيد كه تتمهء وقايع اين دو سه سال كه دست از او برداشته بود بيان نمايد .
به تاريخ شهر شوال سنهء ثمانين و الف « 2 » ، ملك معظم به جانب سدهء اشرف از سيستان بيرون آمد و مسرعى با محبت نامهاى ، نزد ملك شاه سلطان فراهى فرستاد كه بيا ترا به خدمت نواب اشرف مىبرم ، سيورغالات قديمى ملك جلال الدين فراهى را بنام تو حكم مىگذرانم . ملك فراه به شوق تمام عزيمت نموده و در مشهد مقدسه به ملك الملوك پيوست و بنده در آن چند روز از مشهد كوچ نموده به هرات رفته بود و محلى بود كه از اردوى همايون از دماوند كوه مرخص شده بود . ملك الملوك عزيمت فرحآباد نموده ، اول پائيز آن سال خود را به خدمت اشرف [ 184 ] رسانيد . پنج شش ماه به فرحآباد و اشرف در كمال اعزاز و احترام در سده منتسبان پادشاه با احتشام با اهل مرام به شرب مدام به سر نمود . و در آن سفر ملك زاهد پسر كوچك
هامش
( 1 ) - مطالب اين آيه مأخوذ از آيات زير است :وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ، إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ( سورهء الطلاق آيهء : 3 ) .وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ( سورهء الحجر آيهء : 21 )إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ( سورهء القمر آيهء : 49 ) .
( 2 ) - شايد : ثمان و عشرين و الف .