و در حوالى بنجار كه دو روز از جيحون « 1 » به آن جانب است مدفون گرديد .
از او يك پسر ماند ، مير حيدر نام و اكنون مير نظام به جاى پدر و برادر نيكواختر خود است .
مير نظام باتفاق برادران و پسران عم خويش امير ويس امير حاجى حسين و امير محمد مير تاج به نظام و نسق سركار خود بل به تنسيق كل ممالك سيستان اشتغال دارد ، مرد طالب علم صفت ، صاحب درك است و در كماندارى سعد وقاص زمانست و همنشين ملوك موروثى « 2 » است و منظور نظر ملك است .
ذكر حال ميران برزن
بعد از مير سابق مير جمال ، چنانچه سبق مذكور شده ، مير مبارز مقرب درگاه شاهى شد و مدتها در اردوى معلى بود و بسيار حساب فهم و كاردان و كدخدامنش و عالىهمت بود و در نان دادن و سفره نظير نداشت ، چنانچه شبى در قزوين جمعى مهمانان وارد منزل او مىشوند . مبلغ سى تومان چوب خدنگ قرض نموده بودند كه صرف معاش خود نمايند . در آن شب بهواسطهء برف و باران هيمه بهم نمىرسيد . سى تومان چوب تير را سوخت طعام جملهء مهمانان سرانجام دادند و چون به سيستان آمد مقرب امراى قزلباش بود و مدار مهمات با او بود . در زمان ظهور ملك عاقبت محمود ، از خجلت آنكه با قزلباش به سر مىبرد به جانب هرات رفت . بعد از شش ماه از قرارومدار حكومت ملك عاقبت محمود ، مير حسن على ، كس فرستاده ، امير مبارز الدين را به سيستان آوردند ، به منصب كلانترى و وزارت ملك عاقبت محمود قيام مىنمود و مدت يك سال وزير بود ، در موضع پشته - زاوه « 3 » ملك حيدر به فساد امير حاجى حسين و جمعى ديگر او را به قتل رسانيد و از او يك پسر ماند : مير محمد قاسم . در سن دوازده سالگى پس از دو سه
هامش
( 1 ) - كلمهء جيحون در متن زياد روشن نيست و معلوم نيست كه مؤلف اين كلمه را به معنى عام يعنى رودخانه به كار برده يا اسم خاص است .
( 2 ) - شايد : همنشين موروثى ملوك است .
( 3 ) - در اصل : پشتهراه .