تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨

ذكر شرح نسب و حال امير معظم قدوهء اكابر و اعيان سيستان امير حاجى محمد و بعضى از امراى سيستان و شرح حال ميران

مير عبد الله ، 188 پدر او مير محمود مير سراج از ميران مير سراج است و ميران امير سراج از نسل قاضى عبد الكريم‌اند كه او از نسل حسن بن صرحان است كه به جود و سخا و مكنت در عرب مشهورست و مير شير محمد و مير هاشم كه الحال به ميش مست مشهوراند از نسل حسن بن صرحان‌اند و مادر آن نيك‌اختر از نسل مير محمد مير اقبال است كه رسالهء اقباليه از تصنيفات او است و شرح مقامات عليه او ، مولانا جامى در نفحات الانس نموده و در زمان دولت ملك سلطان محمود ، مير محمد مير محمود وكيل و مدار المهامى بود و مير حاجى در اوايل حال بنابر كم‌لطفى وكلاء مرحوم بديع الزمان ميرزا و عداوت اقوام به اردوى همايون شاه جنت بارگاه افتاده ، مدت هشت سال در قزوين بود و با اكابر و اعيان و علما و اهل ادراك [ 180 ] اردوى معلى به سر مىبرد . و چون ماده قابل بود ، جميع اطوار مرضيه و اوضاع حسنه مردم خوب را كسب نموده ، جامع قابليات صورى و معنوى گرديد و به مجلس پادشاه دين‌پناه شاه طهماسب جا داشت و منظور نظر كيميا اثرش گرديد و سلطان حيدر ميرزا را به مير مذكور التفات عظيم بود و پيوسته در مجلس بهشت‌آئين آن شاهزاده عديم المثل به سر مىكرد . در وقتى كه اهل حسد و عناد شكوهء مصاحبان مجلس بهشت‌آئين شاهزاده مىكردند ، حرف مير مذكور نيز بر زبان آوردند . محمد مقيم تبنكو كه در قابليت مشهور ايران است در آن حادثه به قتل رسيد و جمعى ديگر مورد عتاب و خطاب شدند و مير مزبور در آن‌حين از قزوين بيرون آمد . چون به مشهد مقدسه رسيد ، از اتفاقات حسنه ، ملك غياث الدين محمد پدرم كه مير مذكور را به مثابهء فرزند مىدانست به مشهد مقدسه آمده بود ، مير مذكور را با خود به سيستان آورد و در اوق بگذاشت و نزد ميرزا رفته ، معاملهء رنجش كه ميانهء ايشان بود ، چنانچه شمه‌اى در سابق ذكر يافته ، رفع نمود و ميرزا [ او را ]